branchless

[ایالات متحده]/brɑːnˈlɛs/
[بریتانیا]/branˈləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون شاخه؛ فاقد هرگونه شاخه.

عبارات و ترکیب‌ها

branchless tree

درخت بدون شاخه

branchless path

مسیر بدون شاخه

branchless code

کد بدون شاخه

branchless logic

منطق بدون شاخه

branchless design

طراحی بدون شاخه

branchless structure

ساختار بدون شاخه

جملات نمونه

the branchless tree has a unique beauty.

درخت بدون شاخه زیبایی منحصر به فردی دارد.

in a branchless organization, communication is streamlined.

در یک سازمان بدون شاخه، ارتباطات ساده شده است.

the branchless design of the sculpture is impressive.

طراحی بدون شاخه مجسمه بسیار چشمگیر است.

he prefers branchless paths for hiking.

او ترجیح می دهد مسیرهای بدون شاخه را برای پیاده روی انتخاب کند.

branchless banking offers convenience to customers.

خدمات بانکداری بدون شعبه، راحتی را به مشتریان ارائه می دهد.

the branchless approach simplifies the process.

رویکرد بدون شاخه، فرآیند را ساده می کند.

her branchless hairstyle is quite trendy.

مد مدل موی بدون شاخه او بسیار مد روز است.

they implemented a branchless strategy for growth.

آنها یک استراتژی بدون شاخه برای رشد اجرا کردند.

the branchless network allows for faster connections.

شبکه بدون شاخه امکان برقراری ارتباط سریعتر را فراهم می کند.

he admired the branchless silhouette against the sunset.

او خطوط بدون شاخه را در برابر غروب آفتاب تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید