brandlings

[ایالات متحده]/ˈbrændlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbrændlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماهی سالمون جوان، یا یک کرم قرمز؛ یک کرم خاکی با نوارهای قرمز؛ یک ماهی سالمون.

عبارات و ترکیب‌ها

brandling child

کودک برندلینگ

young brandling

برندلینگ جوان

brandling bird

پرنده برندلینگ

جملات نمونه

the fisherman caught a brandling in the river.

ماهیگیر یک براندلینگ را در رودخانه صید کرد.

brandling is often used as bait for larger fish.

براندلینگ اغلب به عنوان طعمه برای ماهی های بزرگتر استفاده می شود.

we observed a brandling swimming near the shore.

ما یک براندلینگ را در حال شنا کردن نزدیک ساحل مشاهده کردیم.

he enjoys fishing for brandlings during the summer.

او از ماهیگیری برای براندلینگ ها در طول تابستان لذت می برد.

brandlings are known for their vibrant colors.

براندلینگ ها به خاطر رنگ های زنده خود مشهور هستند.

many anglers prefer brandlings over other bait.

بسیاری از ماهیگیران ترجیح می دهند از براندلینگ به عنوان طعمه به جای طعمه های دیگر استفاده کنند.

the brandling population is thriving in this area.

جمعیت براندلینگ در این منطقه در حال رونق است.

he learned to identify brandlings while fishing.

او در حین ماهیگیری یاد گرفت که چگونه براندلینگ ها را شناسایی کند.

brandlings can often be found in freshwater environments.

براندلینگ ها اغلب در محیط های آب شیرین یافت می شوند.

using brandlings can increase your chances of a big catch.

استفاده از براندلینگ می تواند شانس شما را برای صید بزرگ افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید