brandmark

[ایالات متحده]/ˈbrændmɑːk/
[بریتانیا]/ˈbrændmɑːrk/

ترجمه

n. نشانه تجاری روی دام؛ نشانه روی چرم گاو؛ علامت تجاری
Word Forms

جملات نمونه

the company unveiled a distinctive brandmark to modernize its image.

شرکت یک نشان تجاری متمایز را برای به‌روزرسانی تصویر خود معرفی کرد.

designers worked for months to create an iconic brandmark that would resonate globally.

طراحان برای ماه‌ها برای ایجاد یک نشان تجاری نمادین که در سطح جهانی مورد استقبال قرار گیرد، کار کردند.

the brandmark appeared on every product packaging to ensure brand recognition.

نشان تجاری بر روی بسته‌بندی هر محصول ظاهر می‌شد تا از شناخت برند اطمینان حاصل شود.

legal experts confirmed that the company's brandmark was fully protected under trademark law.

متخصصان حقوقی تایید کردند که نشان تجاری شرکت به طور کامل تحت قانون علامت تجاری محافظت می‌شود.

the startup invested heavily in developing a memorable brandmark for its new app.

شرکت نوپا به شدت در توسعه یک نشان تجاری به یاد ماندنی برای برنامه جدید خود سرمایه‌گذاری کرد.

survey results showed that consumers immediately recognized the brandmark within seconds.

نتایج نظرسنجی نشان داد که مصرف‌کنندگان بلافاصله در عرض چند ثانیه نشان تجاری را تشخیص می‌دهند.

the luxury brand's elegant brandmark became synonymous with quality and prestige.

نشان تجاری ظریف برند لوکس به مترادف کیفیت و اعتبار تبدیل شد.

marketing executives emphasized consistency in using the brandmark across all advertising channels.

مدیران بازاریابی بر یکنواختی در استفاده از نشان تجاری در تمام کانال‌های تبلیغاتی تاکید کردند.

the brandmark underwent a subtle redesign to appeal to younger demographics.

نشان تجاری برای جذب مخاطبان جوان‌تر، طراحی مجدد ظریفی را تجربه کرد.

digital designers ensured the brandmark looked sharp on both desktop and mobile screens.

طراحان دیجیتال اطمینان حاصل کردند که نشان تجاری در هر دو صفحه نمایش دسکتاپ و موبایل ظاهر خوبی دارد.

the non-profit organization updated its brandmark to reflect its expanded mission.

سازمان غیرانتفاعی نشان تجاری خود را به‌روزرسانی کرد تا ماموریت گسترش یافته خود را منعکس کند.

consumers formed strong emotional connections with the recognizable brandmark.

مصرف‌کنندگان ارتباطات عاطفی قوی با نشان تجاری قابل تشخیص برقرار کردند.

the company refreshed its brandmark while maintaining core elements of its identity.

شرکت در حالی که عناصر اصلی هویت خود را حفظ می‌کرد، نشان تجاری خود را نوید بخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید