breasting the wind
مقابله با باد
breasting a storm
مقابله با طوفان
breasting the waves
مقابله با امواج
breasting heights
مقابله با ارتفاعات
breasting the line
مقابله با خط
she is breasting the waves as she swims to shore.
او در حال پیشروی در امواج است زیرا به سمت ساحل شنا می کند.
the athlete is breasting the finish line with great speed.
ورزشکار با سرعت زیاد در حال پیشروی در خط پایان است.
he was breasting the cold wind while hiking up the mountain.
او در حالی که در حال پیاده روی به سمت بالای کوه بود، در برابر باد سرد پیشروی می کرد.
breasting the challenge, she completed the marathon.
با غلبه بر چالش، او ماراتن را به پایان رساند.
the ship is breasting through the heavy fog.
کشتی در حال پیشروی در میان مه غلیظ است.
she felt exhilarated after breasting the hilltop.
پس از پیشروی در قله تپه، او احساس سرخوشی کرد.
breasting the current, the swimmer showed remarkable strength.
با پیشروی در برابر جریان، شناگر قدرت فوق العاده ای نشان داد.
the horse is breasting the track in the final stretch.
اسب در آخرین مرحله در حال پیشروی در مسیر است.
he enjoys breasting the challenges that come his way.
او از پیشروی در برابر چالش هایی که پیش می آیند لذت می برد.
breasting the waves, the surfer caught the perfect ride.
با پیشروی در امواج، موج سوار سواری عالی را به دست آورد.
breasting the wind
مقابله با باد
breasting a storm
مقابله با طوفان
breasting the waves
مقابله با امواج
breasting heights
مقابله با ارتفاعات
breasting the line
مقابله با خط
she is breasting the waves as she swims to shore.
او در حال پیشروی در امواج است زیرا به سمت ساحل شنا می کند.
the athlete is breasting the finish line with great speed.
ورزشکار با سرعت زیاد در حال پیشروی در خط پایان است.
he was breasting the cold wind while hiking up the mountain.
او در حالی که در حال پیاده روی به سمت بالای کوه بود، در برابر باد سرد پیشروی می کرد.
breasting the challenge, she completed the marathon.
با غلبه بر چالش، او ماراتن را به پایان رساند.
the ship is breasting through the heavy fog.
کشتی در حال پیشروی در میان مه غلیظ است.
she felt exhilarated after breasting the hilltop.
پس از پیشروی در قله تپه، او احساس سرخوشی کرد.
breasting the current, the swimmer showed remarkable strength.
با پیشروی در برابر جریان، شناگر قدرت فوق العاده ای نشان داد.
the horse is breasting the track in the final stretch.
اسب در آخرین مرحله در حال پیشروی در مسیر است.
he enjoys breasting the challenges that come his way.
او از پیشروی در برابر چالش هایی که پیش می آیند لذت می برد.
breasting the waves, the surfer caught the perfect ride.
با پیشروی در امواج، موج سوار سواری عالی را به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید