confronting

[ایالات متحده]/kənˈfrʌntɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈfrʌntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از confront

عبارات و ترکیب‌ها

confronting challenges

مقابله با چالش‌ها

confronting fears

مقابله با ترس‌ها

confronting issues

مقابله با مسائل

confronting reality

مقابله با واقعیت

confronting change

مقابله با تغییر

confronting obstacles

مقابله با موانع

confronting adversity

مقابله با سختی‌ها

confronting problems

مقابله با مشکلات

confronting injustice

مقابله با بی‌عدالتی

confronting doubts

مقابله با تردیدها

جملات نمونه

confronting challenges is essential for personal growth.

مقابله با چالش‌ها برای رشد شخصی ضروری است.

she is confronting her fears head-on.

او ترس‌های خود را با شجاعت مواجه می‌کند.

confronting the truth can be difficult.

مواجهه با حقیقت می‌تواند دشوار باشد.

they are confronting the issue of climate change.

آنها در حال مواجهه با مسئله تغییرات آب و هوایی هستند.

confronting your mistakes is the first step to improvement.

مواجهه با اشتباهات شما اولین قدم برای بهبود است.

he is confronting his past to move forward.

او برای پیشرفت در حال مواجهه با گذشته خود است.

confronting difficult conversations can strengthen relationships.

مواجهه با مکالمات دشوار می‌تواند روابط را تقویت کند.

she is confronting the challenges of her new job.

او در حال مواجهه با چالش‌های شغل جدید خود است.

confronting societal issues requires courage.

مواجهه با مسائل اجتماعی نیاز به شجاعت دارد.

he is confronting the reality of his situation.

او در حال مواجهه با واقعیت وضعیت خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید