breastpin

[ایالات متحده]/ˈbrɛstˌpɪn/
[بریتانیا]/ˈbrɛstˌpɪn/

ترجمه

n. سنجاق تزئینی که بر روی لباس در ناحیه سینه یا قسمت بالایی پوشیده می‌شود.; سنجاق تزئینی که بر روی پیراهن یا بلوز پوشیده می‌شود و غالباً برای نگه داشتن یقه در جای خود استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

breastpin design

طراحی سنجاق سینه

breastpin holder

نگهدارنده سنجاق سینه

breastpin styles

سبک‌های سنجاق سینه

wear breastpin

سنجاق سینه بپوشید

ancient breastpin

سنجاق سینه باستانی

vintage breastpin

سنجاق سینه قدیمی

silver breastpin

سنجاق سینه نقره‌ای

gold breastpin

سنجاق سینه طلایی

pearl breastpin

سنجاق سینه مرواریدی

جملات نمونه

she wore a beautiful breastpin to the wedding.

او یک سنجاق سینه زیبا به عروسی پوشید.

the antique breastpin was a family heirloom.

سنجاق سینه قدیمی یک ارثیه خانوادگی بود.

he gifted her a diamond breastpin for her birthday.

او یک سنجاق سینه الماس برای تولدش به او هدیه داد.

the breastpin added a touch of elegance to her outfit.

سنجاق سینه ظرافت خاصی به لباس او اضافه کرد.

she lost her favorite breastpin at the party.

او سنجاق سینه مورد علاقه خود را در مهمانی گم کرد.

the breastpin was intricately designed with floral patterns.

سنجاق سینه به طور پیچیده با طرح های گل طراحی شده بود.

he found a vintage breastpin at the flea market.

او یک سنجاق سینه قدیمی را در بازار دست دوم پیدا کرد.

she carefully polished her grandmother's breastpin.

او با دقت سنجاق سینه مادربزرگش را صیقل داد.

the breastpin was a symbol of her achievements.

سنجاق سینه نمادی از دستاوردهای او بود.

he wore a breastpin to show his support for the charity.

او یک سنجاق سینه پوشید تا از خیریه حمایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید