breastpins

[ایالات متحده]/ˈbrɛstˌpɪnz/
[بریتانیا]/ˈbrestˌpɪnz/

ترجمه

n. سنجاق‌های تزئینی که بر روی سینه یک لباس پوشیده می‌شوند، اغلب با طراحی یا جواهر تزئینی؛ قفل‌هایی که برای بستن کراوات یا کروات استفاده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

breastpins sparkle

درخشش سنجاق سینه

wear breastpins

سنجاق سینه بپوشید

breastpins adorn

سنجاق سینه تزئین می‌کند

show breastpins

سنجاق سینه را نشان دهید

breastpins gleam

سنجاق سینه می‌درخشد

find breastpins

سنجاق سینه پیدا کنید

buy breastpins

سنجاق سینه بخرید

give breastpins

سنجاق سینه بدهید

love breastpins

سنجاق سینه را دوست داشته باشید

جملات نمونه

she wore beautiful breastpins on her dress.

او سنجاق سینه های زیبا روی لباسش پوشیده بود.

he gifted her antique breastpins as a token of love.

او به عنوان نشانه ای از عشق، سنجاق سینه های قدیمی به او هدیه داد.

breastpins can add a touch of elegance to any outfit.

سنجاق سینه ها می توانند کمی از ظرافت را به هر لباسی اضافه کنند.

she collects vintage breastpins from different eras.

او سنجاق سینه های قدیمی از دوره های مختلف جمع آوری می کند.

breastpins were popular accessories in the victorian era.

سنجاق سینه ها در دوره ویکتوریایی لوازم جانبی محبوبی بودند.

he carefully arranged the breastpins in a display case.

او با دقت سنجاق سینه ها را در یک ویترین قرار داد.

she chose a floral design for her breastpins.

او طرح گل برای سنجاق سینه هایش انتخاب کرد.

breastpins can be made from various materials like gold or silver.

سنجاق سینه ها را می توان از مواد مختلف مانند طلا یا نقره ساخت.

many people wear breastpins to express their personal style.

بسیاری از مردم سنجاق سینه می پوشند تا سبک شخصی خود را بیان کنند.

she inherited her grandmother's collection of breastpins.

او مجموعه سنجاق سینه های مادربزرگش را به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید