breccia

[ایالات متحده]/ˈbrɛtʃiə/
[بریتانیا]/ˈbrɛʃiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سنگ که از قطعاتی که به هم چسبیده‌اند تشکیل شده‌است.
Word Forms
جمعbreccias

عبارات و ترکیب‌ها

breccia rock

سنگ برئچیا

breccia texture

بافت برئچیا

breccia formation

تشکیل برئچیا

breccia sample

نمونه برئچیا

breccia analysis

تجزیه و تحلیل برئچیا

breccia study

مطالعه برئچیا

breccia fragments

قطعات برئچیا

breccia layers

لایه‌های برئچیا

breccia types

انواع برئچیا

breccia origin

منشا برئچیا

جملات نمونه

the geologist studied the breccia formation carefully.

زمین‌شناس به دقت ساختار برِچیا را مطالعه کرد.

breccia can provide valuable information about geological processes.

برِچیا می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در مورد فرآیندهای زمین‌شناسی ارائه دهد.

in construction, breccia is sometimes used as a decorative stone.

در ساخت و ساز، برِچیا گاهی اوقات به عنوان یک سنگ تزئینی استفاده می شود.

the breccia was formed by volcanic activity.

برِچیا در اثر فعالیت‌های آتشفشانی شکل گرفته بود.

they found breccia deposits in the mountain range.

آنها ذخایر برِچیا را در رشته کوه یافتند.

breccia is often associated with tectonic movements.

برِچیا اغلب با حرکات تکتونیکی مرتبط است.

the color of the breccia varies depending on its mineral content.

رنگ برِچیا بسته به محتوای مواد معدنی آن متفاوت است.

explorers documented the breccia they encountered on their journey.

کاوشگران برِچیاهایی را که در طول سفر خود با آن روبرو شدند، مستند کردند.

breccia can be a sign of past environmental changes.

برِچیا می‌تواند نشانه‌ای از تغییرات محیطی گذشته باشد.

some artists use breccia in their sculptures for texture.

برخی از هنرمندان از برِچیا در مجسمه‌های خود برای ایجاد بافت استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید