breechblock

[ایالات متحده]/briːtʃblɒk/
[بریتانیا]/breekˌblɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک سلاح گرم که دریچه را می‌بندد و فشنگ را در جای خود نگه می‌دارد.; انتهای پشتی یا پایه یک سلاح گرم یا قطعه‌ای از توپخانه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

breechblock open

بوشهارت باز

breechblock closed

بوشهارت بسته

breechblock jammed

بوشهارت گیر کرده

breechblock type

نوع بوشهارت

breechblock design

طراحی بوشهارت

breechblock strength

مقاومت بوشهارت

breechblock action

عملکرد بوشهارت

breechblock breach

شکست بوشهارت

breechblock lock

قفل بوشهارت

جملات نمونه

the breechblock of the firearm needs regular maintenance.

قطعه عقب سلاح گرم به نگهداری منظم نیاز دارد.

the engineer designed a new breechblock for improved safety.

مهندس یک قطعه عقب جدید برای ایمنی بیشتر طراحی کرد.

replacing the breechblock can enhance the gun's performance.

تعویض قطعه عقب می تواند عملکرد تفنگ را بهبود بخشد.

the breechblock must be properly aligned during assembly.

قطعه عقب باید در هنگام مونتاژ به درستی تراز شود.

he inspected the breechblock for any signs of wear.

او قطعه عقب را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

the breechblock is a critical component of the weapon.

قطعه عقب یک جزء حیاتی سلاح است.

understanding the breechblock's function is essential for users.

درک عملکرد قطعه عقب برای کاربران ضروری است.

he demonstrated how to operate the breechblock safely.

او نحوه کار با قطعه عقب را به طور ایمن نشان داد.

the breechblock's design has evolved over the years.

طراحی قطعه عقب در طول سال ها تکامل یافته است.

she learned how to clean the breechblock effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر قطعه عقب را تمیز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید