briarroot

[ایالات متحده]/braɪəˈruːt/
[بریتانیا]/braɪˈro͞ot/

ترجمه

n. ریشه یک گیاه در جنس Ilex (هالی).
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

briarroot patch

منطقه پیچگار

briarroot tea

چای پیچگار

briarroot plant

گیاه پیچگار

briarroot root

ریشه پیچگار

briarroot beer

نوشیدنی پیچگار

briarroot wine

شراب پیچگار

grow briarroot

کاشت پیچگار

find briarroot

پیدا کردن پیچگار

eat briarroot

خوردن پیچگار

جملات نمونه

briarroot is often used to make high-quality pipes.

ریشه گز (Briarroot) اغلب برای ساختن لوله‌های باکیفیت استفاده می‌شود.

the texture of briarroot is ideal for carving.

بافت ریشه گز برای حکاکی بسیار مناسب است.

many artisans prefer briarroot for its durability.

بسیاری از صنعتگران به دلیل دوام آن، ریشه گز را ترجیح می‌دهند.

he chose a briarroot pipe for its classic look.

او به دلیل ظاهر کلاسیکش، یک لوله ریشه گز انتخاب کرد.

briarroot can be quite expensive, but it's worth it.

ریشه گز می‌تواند بسیار گران باشد، اما ارزشش را دارد.

after years of use, the briarroot still looked great.

پس از سال‌ها استفاده، ریشه گز هنوز هم عالی به نظر می‌رسید.

he learned to appreciate the qualities of briarroot.

او یاد گرفت ویژگی‌های ریشه گز را ارزیابی کند.

briarroot pipes require special care to maintain.

لوله‌های ریشه گز برای حفظ، نیاز به مراقبت ویژه دارند.

collectors often seek rare briarroot pieces.

کلکسیونرها اغلب به دنبال قطعات ریشه گز کمیاب هستند.

the process of curing briarroot is quite intricate.

فرآیند درمان ریشه گز بسیار پیچیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید