bricklayer

[ایالات متحده]/ˈbrɪkleɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈbrɪkleɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که سازه‌هایی با استفاده از آجر می‌سازد.

جملات نمونه

The bricklayer is laying bricks to build a new house.

معمار در حال چیدن آجرها برای ساخت یک خانه جدید است.

The skilled bricklayer quickly finished the wall.

معمار ماهر به سرعت دیوار را به اتمام رساند.

The bricklayer used a trowel to spread mortar on the bricks.

معمار از یک پلاستر برای پخش ملات روی آجرها استفاده کرد.

The apprentice bricklayer is learning how to mix mortar.

معمار کارآموز در حال یادگیری نحوه مخلوط کردن ملات است.

The bricklayer carefully measured each brick before placing it in position.

معمار قبل از قرار دادن آن در موقعیت، با دقت هر آجر را اندازه گیری کرد.

The bricklayer is wearing protective gear to stay safe on the construction site.

معمار برای ایمن ماندن در محل ساخت و ساز از تجهیزات محافظ استفاده می کند.

The bricklayer needs strong arms and good hand-eye coordination for the job.

معمار برای انجام این کار به بازوهای قوی و هماهنگی خوب چشم و دست نیاز دارد.

The bricklayer is repairing a damaged section of the wall.

معمار در حال تعمیر یک قسمت آسیب دیده دیوار است.

The bricklayer is skilled at creating intricate patterns with different colored bricks.

معمار در ایجاد الگوهای پیچیده با آجر های رنگی مهارت دارد.

The bricklayer is responsible for ensuring the walls are straight and level.

معمار مسئول اطمینان از صاف و تراز بودن دیوارها است.

نمونه‌های واقعی

(Question: )Your mother was a cleaner and your father a bricklayer.

مادر شما یک نظافتچی و پدر شما یک کارگر آجرنما بود.

منبع: Time

In one email, we found what military officials call counterintelligence operation against the bricklayers at a government project.

در یک ایمیل، آنچه که مقامات نظامی عملیات ضد اطلاعاتی علیه کارگران آجرنما در یک پروژه دولتی می‌نامند را پیدا کردیم.

منبع: NPR News October 2022 Compilation

The protesters want to know what happened to a bricklayer who was last seen in police custody in July.

تظاهرکنندگان می‌خواهند بدانند چه اتفاقی برای یک کارگر آجرنما که آخرین بار در ماه ژوئیه در بازداشت پلیس دیده شده بود، افتاده است.

منبع: AP Listening August 2013 Collection

Your dad was a bricklayer, not a diplomat.

پدر شما یک کارگر آجرنما بود، نه یک دیپلمات.

منبع: Cat and Mouse Game Season 2

Tonight Joan leaves the Pope to marry a bricklayer.

امشب، جوآن پاپ را برای ازدواج با یک کارگر آجرنما ترک می‌کند.

منبع: Growing Pains Season 1

It was near a brickfield, because the bridegroom was a bricklayer.

این در نزدیکی یک کارخانه آجر بود، زیرا داماد یک کارگر آجرنما بود.

منبع: Pan Pan

Is it actually better than a highly-skilled, human bricklayer?

آیا در واقع بهتر از یک کارگر آجرنمای بسیار ماهر و انسانی است؟

منبع: Future World Construction

And so do housewives and horse doctors and bricklayers.

و همین‌طور زنان خانه‌دار و دامپزشکان اسب و کارگران آجرنما.

منبع: The virtues of human nature.

He was just one of the bricklayers on the job.

او فقط یکی از کارگران آجرنما در آن شغل بود.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

" Only bricklayers can take an hour for lunch, " retorted Emma McChesney.

فقط کارگران آجرنما می‌توانند یک ساعت برای ناهار استراحت کنند،" امما مکچنی پاسخ داد.

منبع: Medium-rare steak

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید