plasterer

[ایالات متحده]/'plæstərɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با گچ کار می‌کند، مانند گچکار گل یا گچکار استوکو.

جملات نمونه

The plasterer smoothed the walls before painting.

کاشگر دیوارها را قبل از نقاشی صاف کرد.

The plasterer repaired the cracks in the ceiling.

کاشگر ترک‌های سقف را تعمیر کرد.

The plasterer applied a fresh coat of plaster to the exterior walls.

کاشگر یک لایه جدید از گچ را روی دیوارهای بیرونی اعمال کرد.

The plasterer specializes in decorative plasterwork.

کاشگر در گچ‌بری تزئینی تخصص دارد.

The plasterer is skilled at creating intricate designs with plaster.

کاشگر در ایجاد طرح‌های پیچیده با گچ مهارت دارد.

The plasterer carefully smoothed out any imperfections in the plaster.

کاشگر با دقت هرگونه نقص در گچ را صاف کرد.

The plasterer mixed the plaster to the desired consistency.

کاشگر گچ را تا غلظت مورد نظر مخلوط کرد.

The plasterer is scheduled to plaster the new building next week.

کاشگر قرار است هفته آینده ساختمان جدید را گچ‌کاری کند.

The plasterer uses a trowel to apply the plaster evenly.

کاشگر از یک خرتول برای اعمال گچ به طور مساوی استفاده می‌کند.

The plasterer is responsible for ensuring a smooth finish on the walls.

کاشگر مسئول اطمینان از صاف بودن دیوارها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید