roofer

[ایالات متحده]/'ruːfə/
[بریتانیا]/'rufɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که سقف‌ها را روی ساختمان‌ها نصب می‌کند.

جملات نمونه

The roofer inspected the roof for any damage.

کاسب سقف، سقف را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

The roofer repaired the leaky roof.

کاسب سقف، سقف نشتی را تعمیر کرد.

The roofer replaced the missing shingles.

کاسب سقف، لاشه های از دست رفته را جایگزین کرد.

The roofer used a ladder to access the roof.

کاسب سقف از نردبان برای دسترسی به سقف استفاده کرد.

The roofer is skilled at working with different roofing materials.

کاسب سقف در کار با مواد سقف‌نویسی مختلف مهارت دارد.

The roofer provided an estimate for the roof repair.

کاسب سقف برآوردی برای تعمیر سقف ارائه داد.

The roofer is wearing a safety harness while working on the roof.

کاسب سقف در حین کار روی سقف از هود ایمنی استفاده می کند.

The roofer is using a nail gun to secure the shingles.

کاسب سقف از تفنگ میخ برای محکم کردن لاشه ها استفاده می کند.

The roofer is applying a layer of sealant to protect the roof.

کاسب سقف یک لایه آب‌بندی برای محافظت از سقف اعمال می‌کند.

The roofer completed the roofing project ahead of schedule.

کاسب سقف پروژه سقف‌نویسی را زودتر از موعد تکمیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید