bridgess

[ایالات متحده]/ˈbridʒiz/
[بریتانیا]/ˈbrɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازه‌هایی که برای عبور از موانع فیزیکی مانند رودخانه‌ها یا دره‌ها ساخته شده‌اند و دو نقطه را به هم متصل می‌کنند؛ چیزی که دو چیز را به هم متصل می‌کند یا به عنوان یک پیوند عمل می‌کند

vt. پل‌هایی بر روی ... ساختن؛ ایجاد ارتباط بین دو چیز

عبارات و ترکیب‌ها

suspension bridges

پل‌های معلق

crossing bridges

پل‌های عبوری

stone bridges

پل‌های سنگی

arched bridges

پل‌های قوسی

historic bridges

پل‌های تاریخی

جملات نمونه

Many bridges span the Thames.

پل‌های متعددی بر روی تیمز کشیده شده‌اند.

Many bridges were swept away by the flood.

بسیاری از پل‌ها در اثر سیل تخریب شدند.

The police are trying to build bridges with the local community.

پلیس در تلاش است تا با جامعه محلی ارتباط برقرار کند.

Bear in mind that bridges freeze before roads.

به یاد داشته باشید که پل‌ها قبل از جاده‌ها یخ می‌زنند.

bridges perform the function of providing access across water.

پل‌ها وظیفه فراهم کردن دسترسی از طریق آب را انجام می‌دهند.

transporter bridges to span rivers without hindering navigation.

پل‌های متحرک برای عبور از رودخانه‌ها بدون ایجاد اختلال در کشتیرانی.

he bridges the gap between serious and popular music.

او شکاف بین موسیقی جدی و موسیقی عامه‌پسند را پر می‌کند.

The builders have contracted for three bridges this year.

سازندگان امسال برای ساخت سه پل قرارداد بسته‌اند.

Bridges are used to avoid the intersection of a railway and a highway.

از پل‌ها برای جلوگیری از تقاطع یک راه‌آهن و یک بزرگراه استفاده می‌شود.

The government has burned most of its bridges to the outside.

دولت تقریباً تمام پل‌های ارتباطی خود با خارج را قطع کرده است.

Bridges over railroad tracks root danger out in crossing.

پل‌های عبوری از ریل‌های راه‌آهن خطر عبور را از بین می‌برند.

Manufacture of glass fibre moulded and pultruded duckboard for bridges, enclosures, flooring;...

تولید کفپوش فایبر گلاس قالب‌گیری شده و پلتود برای پل‌ها، محفظه‌ها، کفپوش‌ها؛...

This transforms the callus into a tougher fibrocartilaginous callus, which bridges the gap between the two pieces of bone.

این فرایند تورم را به یک تورم فیبروزی سخت‌تر تبدیل می‌کند که شکاف بین دو قطعه استخوان را پر می‌کند.

By making the bold promise, he had burnt his bridges, for now he had no option but to go forward with the project.

با دادن این قول جسورانه، او تمام پل‌های ارتباطی خود را قطع کرد، زیرا اکنون هیچ گزینه‌ای جز ادامه پروژه نداشت.

Uses:The product is widely used for protection and partition in such fields as grassland,meadow,woods,fowlery,husbandry,sportground,virescence land,riverbanks,bridges and reservoirs.

کاربرد: این محصول به طور گسترده برای محافظت و جداسازی در زمین‌های چمنزار، مراتع، جنگل‌ها، دامداری، زمین‌های ورزشی، زمین‌های سبز، حاشیه رودخانه‌ها، پل‌ها و مخازن استفاده می‌شود.

The vidette of the Lane des Precheurs had remained at his post, which indicated that nothing was approaching from the direction of the bridges and Halles.

دیده‌بان خیابان دِز پِرچر در جای خود باقی مانده بود که نشان می‌داد هیچ چیز از سمت پل‌ها و هاله به سمت آنها نزدیک نمی‌شود.

The works that Hyder has undertaken cover areas of railways, highways, tunnels, bridges, buildings, geotechnics, environmental science, water supply & sewage treatment, airport and harbors, etc.

کارهایی که هایدر انجام داده است، شامل زمینه‌های راه‌آهن، بزرگراه‌ها، تونل‌ها، پل‌ها، ساختمان‌ها، ژئوتکنیک، علوم محیطی، تامین آب و فاضلاب، فرودگاه و بنادر و غیره است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید