bridoon

[ایالات متحده]/ˈbrɪdoʊn/
[بریتانیا]/brīˈdoʊn/

ترجمه

n. نوعی بیت سنجاقی با یک بند که بر روی بینی و چانه اسب می‌رود؛ یک ریسمان سبک، که اغلب برای کنترل اسب در فاصله نزدیک یا در حین آموزش استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbridoons

عبارات و ترکیب‌ها

bridoon bit

بريدون بیت

bridoon design

طراحی بريدون

bridoon control

کنترل بريدون

bridoon type

نوع بريدون

bridoon style

سبک بريدون

bridoon history

تاریخچه بريدون

bridoon parts

قطعات بريدون

bridoon use

استفاده از بريدون

bridoon material

مواد بريدون

bridoon function

عملکرد بريدون

جملات نمونه

the horse was fitted with a bridoon for better control.

اسب با یک افسوی برای کنترل بهتر مجهز شده بود.

she adjusted the bridoon before the competition.

او افسوی را قبل از مسابقه تنظیم کرد.

a proper bridoon can enhance the rider's communication with the horse.

یک افسوی مناسب می تواند ارتباط سوارکار با اسب را بهبود بخشد.

the trainer recommended a specific bridoon for novice riders.

مربی یک افسوی خاص را برای سوارکاران مبتدی توصیه کرد.

using a bridoon helps in guiding the horse effectively.

استفاده از افسوی به هدایت موثر اسب کمک می کند.

he learned how to properly use a bridoon during his training.

او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود به درستی از افسوی استفاده کند.

the bridoon is an essential tool for equestrian sports.

افسوی یک ابزار ضروری برای مسابقات سوارکاری است.

she prefers a softer bridoon for her sensitive horse.

او ترجیح می دهد برای اسب حساس خود از یک افسوی نرم تر استفاده کند.

adjusting the bridoon can make a significant difference in performance.

تنظیم افسوی می تواند تفاوت قابل توجهی در عملکرد ایجاد کند.

the bridoon was crafted from high-quality leather.

افسوی از چرم با کیفیت بالا ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید