| جمع | bridoons |
bridoon bit
بريدون بیت
bridoon design
طراحی بريدون
bridoon control
کنترل بريدون
bridoon type
نوع بريدون
bridoon style
سبک بريدون
bridoon history
تاریخچه بريدون
bridoon parts
قطعات بريدون
bridoon use
استفاده از بريدون
bridoon material
مواد بريدون
bridoon function
عملکرد بريدون
the horse was fitted with a bridoon for better control.
اسب با یک افسوی برای کنترل بهتر مجهز شده بود.
she adjusted the bridoon before the competition.
او افسوی را قبل از مسابقه تنظیم کرد.
a proper bridoon can enhance the rider's communication with the horse.
یک افسوی مناسب می تواند ارتباط سوارکار با اسب را بهبود بخشد.
the trainer recommended a specific bridoon for novice riders.
مربی یک افسوی خاص را برای سوارکاران مبتدی توصیه کرد.
using a bridoon helps in guiding the horse effectively.
استفاده از افسوی به هدایت موثر اسب کمک می کند.
he learned how to properly use a bridoon during his training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود به درستی از افسوی استفاده کند.
the bridoon is an essential tool for equestrian sports.
افسوی یک ابزار ضروری برای مسابقات سوارکاری است.
she prefers a softer bridoon for her sensitive horse.
او ترجیح می دهد برای اسب حساس خود از یک افسوی نرم تر استفاده کند.
adjusting the bridoon can make a significant difference in performance.
تنظیم افسوی می تواند تفاوت قابل توجهی در عملکرد ایجاد کند.
the bridoon was crafted from high-quality leather.
افسوی از چرم با کیفیت بالا ساخته شده بود.
bridoon bit
بريدون بیت
bridoon design
طراحی بريدون
bridoon control
کنترل بريدون
bridoon type
نوع بريدون
bridoon style
سبک بريدون
bridoon history
تاریخچه بريدون
bridoon parts
قطعات بريدون
bridoon use
استفاده از بريدون
bridoon material
مواد بريدون
bridoon function
عملکرد بريدون
the horse was fitted with a bridoon for better control.
اسب با یک افسوی برای کنترل بهتر مجهز شده بود.
she adjusted the bridoon before the competition.
او افسوی را قبل از مسابقه تنظیم کرد.
a proper bridoon can enhance the rider's communication with the horse.
یک افسوی مناسب می تواند ارتباط سوارکار با اسب را بهبود بخشد.
the trainer recommended a specific bridoon for novice riders.
مربی یک افسوی خاص را برای سوارکاران مبتدی توصیه کرد.
using a bridoon helps in guiding the horse effectively.
استفاده از افسوی به هدایت موثر اسب کمک می کند.
he learned how to properly use a bridoon during his training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود به درستی از افسوی استفاده کند.
the bridoon is an essential tool for equestrian sports.
افسوی یک ابزار ضروری برای مسابقات سوارکاری است.
she prefers a softer bridoon for her sensitive horse.
او ترجیح می دهد برای اسب حساس خود از یک افسوی نرم تر استفاده کند.
adjusting the bridoon can make a significant difference in performance.
تنظیم افسوی می تواند تفاوت قابل توجهی در عملکرد ایجاد کند.
the bridoon was crafted from high-quality leather.
افسوی از چرم با کیفیت بالا ساخته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید