halter

[ایالات متحده]/'hɔːltə/
[بریتانیا]/'hɔltɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بند یا تسمه‌ای که دور سر یک حیوان می‌افتد و برای کنترل یا هدایت حیوان استفاده می‌شود
vt. قرار دادن بند بر روی حیوان؛ محدود کردن با بند

عبارات و ترکیب‌ها

Halter top

سوتین پشتی

Halter dress

لباس پشتی

Halter neckline

گردن پشتی

Halter straps

بندهای پشتی

Halter swimsuit

لباس شنای پشتی

جملات نمونه

tourists in halter tops and shorts.

گردشگران با تاپ‌های بند و شلوارک

a halter-neck dress with a nipped-in waist.

لباسی با یقه هالتر و کمر باریک

dandling the halter rope, he gently urged the pony's head up.

در حالی که با افسار بازی می‌کرد، به آرامی سر اسب کوچک را بالا می‌برد.

?Halter strap can be slipped over head and shoulders to convert to a bandeau shape.

?می‌توان بند هالتر را روی سر و شانه‌ها کشید تا به شکل بندو تبدیل شود.

Halter straps tie at the nape. Shirred bodice and back. Constructed with padded bra cups, boning and an inner silicone/elastic band that prevents the back from shifting.

بندهای هالت در گردن بسته می شوند. بدنه و پشت shirred. با سوتین های پددار، استخوان و یک نوار سیلیکون/کش داخلی که از جابجایی پشت جلوگیری می کند ساخته شده است.

نمونه‌های واقعی

Once he's caught a foal, his cousin Tungaa must get a halter on before it escapes.

وقتی او یک کره اسب را به دام انداخت، پسر عموی او، تونگا باید قبل از فرار آن، یک افسوه‌زن روی آن قرار دهد.

منبع: Human Planet

He did not wish to put his head in a halter.

او نمی‌خواست سرش را در افسوه‌زن قرار دهد.

منبع: The Sign of the Four

With any animal, including Orion, we have to make sure they're used to being walked on a halter.

با هر حیوانی، از جمله اوریون، باید مطمئن شویم که به راه رفتن با افسوه‌زن عادت دارند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

But as he went forward, a man went up with a halter, which he put on the horse's head.

اما همانطور که به جلو می‌رفت، مردی با یک افسوه‌زن جلو آمد و آن را دور سر اسب انداخت.

منبع: UK original primary school Chinese language class

He sold beautiful handkerchiefs, hammocks and halters.

او دستمال‌های زیبا، آلاچیق و افسوه‌ها می‌فروخت.

منبع: Pan Pan

It had something to do with a halter top.

این مربوط به یک بلوز افسوه‌ای بود.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 2

Did he realize, I wondered, how closely the halter was being drawn around his neck?

من فکر کردم، آیا او متوجه شد که افسوه‌زن چقدر نزدیک به گردن او کشیده می‌شود؟

منبع: The Mystery of Styles Court

4th of July, that gingham halter With the knot at the bottom?

۴ تیرماه، آن افسوه‌زنギンگهامی با گره در پایین؟

منبع: Mad Men Season 1

It was shaped in a triangle or a diamond and tied around the neck and back like a halter.

این به شکل یک مثلث یا الماس بود و دور گردن و پشت مانند یک افسوه‌زن بسته شده بود.

منبع: Fashion experts interpret film and television dramas.

And then we went looking for halter tops that looked like the girl in the " Cherry pie" video.

و سپس ما به دنبال بلوزهای افسوه‌ای گشتیم که شبیه دختری در فیلم

منبع: Gossip Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید