brightener

[ایالات متحده]/braɪtnər/
[بریتانیا]/brai̇t'nər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که چیزی را روشن‌تر یا سفیدتر می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

brightener solution

راه حل روشن کننده

laundry brightener

روشن کننده لباس

teeth brightener

روشن کننده دندان

makeup brightener

روشن کننده آرایش

room brightener

روشن کننده اتاق

skin brightener

روشن کننده پوست

hair brightener

روشن کننده مو

hope brightener

افزایش دهنده امید

future brightener

روشن کننده آینده

جملات نمونه

the brightener improved the appearance of the fabric.

بهبود ظاهر پارچه با استفاده از روشن‌کننده.

she used a brightener to enhance the colors in her artwork.

او از روشن‌کننده برای تقویت رنگ‌ها در آثار هنری خود استفاده کرد.

many laundry detergents contain a brightener for whiter whites.

بسیاری از مواد شوینده لباس حاوی روشن‌کننده برای سفیدتر کردن لباس هستند.

the brightener made the room feel more inviting.

روشن‌کننده باعث شد اتاق حس دعوت‌کننده‌تری داشته باشد.

brighteners are often used in cosmetics to create a radiant look.

روشن‌کننده‌ها اغلب در لوازم آرایشی برای ایجاد ظاهری درخشان استفاده می‌شوند.

he added a brightener to the paint for a more vibrant finish.

او برای داشتن پوششی زنده‌تر، روشن‌کننده به رنگ اضافه کرد.

using a brightener can help your clothes look newer for longer.

استفاده از روشن‌کننده می‌تواند به حفظ تازگی لباس‌ها برای مدت طولانی‌تر کمک کند.

the brightener in the paper made the text easier to read.

روشن‌کننده در کاغذ باعث شد متن خواناتر باشد.

she prefers brighteners that are environmentally friendly.

او ترجیح می‌دهد از روشن‌کننده‌هایی استفاده کند که برای محیط زیست مناسب باشند.

brighteners can be found in many household cleaning products.

می‌توان روشن‌کننده‌ها را در بسیاری از محصولات نظافتی خانگی پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید