clarifier

[ایالات متحده]/ˈklærɪfaɪə/
[بریتانیا]/ˈklærɪfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماده یا دستگاه که برای شفاف‌سازی یا تصفیه مایع استفاده می‌شود؛ یک دستگاه برای ته‌نشین کردن یا جداسازی جامدات از مایعات؛ عامل شفاف‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

water clarifier

خلاصه کننده آب

chemical clarifier

خلاصه کننده شیمیایی

liquid clarifier

خلاصه کننده مایع

clarifier agent

عامل شفاف‌کننده

clarifier product

محصول شفاف‌کننده

clarifier solution

راه حل شفاف کننده

oil clarifier

خلاصه کننده روغن

clarifier filter

فیلتر شفاف کننده

clarifier tank

تانک شفاف کننده

clarifier system

سیستم شفاف کننده

جملات نمونه

a clarifier is essential for understanding complex topics.

یک روشن‌کننده برای درک موضوعات پیچیده ضروری است.

using a clarifier can help improve communication.

استفاده از یک روشن‌کننده می‌تواند به بهبود ارتباطات کمک کند.

the teacher acted as a clarifier during the discussion.

معلم در طول بحث نقش یک روشن‌کننده را ایفا کرد.

he needed a clarifier to explain the difficult concepts.

او به یک روشن‌کننده برای توضیح مفاهیم دشوار نیاز داشت.

a clarifier can enhance the clarity of your writing.

یک روشن‌کننده می‌تواند وضوح نوشته‌های شما را افزایش دهد.

she served as a clarifier in the project meetings.

او در جلسات پروژه نقش یک روشن‌کننده را ایفا کرد.

the clarifier helped resolve misunderstandings among team members.

روشن‌کننده به رفع سوء تفاهم‌ها در بین اعضای تیم کمک کرد.

in legal terms, a clarifier can prevent ambiguity.

در اصطلاحات حقوقی، یک روشن‌کننده می‌تواند از ابهام جلوگیری کند.

using a clarifier in your speech makes your points clearer.

استفاده از یک روشن‌کننده در سخنرانی شما، نکات شما را واضح‌تر می‌کند.

the clarifier was effective in simplifying the information.

روشن‌کننده در ساده‌سازی اطلاعات مؤثر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید