brillante

[ایالات متحده]/briˈlɑːnteɪ/
[بریتانیا]/briˈlæn.tɛɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان، به طور روشن می‌درخشد؛ خیره‌کننده؛ بسیار باهوش یا هوشمند

عبارات و ترکیب‌ها

brillante performance

عملکرد درخشان

brillante idea

ایده درخشان

brillante solution

راه حل درخشان

brillante future

آینده درخشان

brillante talent

استعداد درخشان

جملات نمونه

she wore a brillante dress to the gala.

او یک لباس براق به مهمانی شام پوشید.

the stars looked brillante in the night sky.

ستاره ها در آسمان شب براق به نظر می رسیدند.

his brillante performance earned him a standing ovation.

اجرای براق او باعث شد که ایستاده تشویق شود.

she has a brillante mind for solving complex problems.

او ذهن براقی برای حل مشکلات پیچیده دارد.

the diamond had a brillante shine that captivated everyone.

الماس درخششی براق داشت که همه را مجذوب خود کرد.

his brillante ideas transformed the project.

ایده های براق او پروژه را متحول کرد.

the artista created a brillante mural in the city.

هنرمند یک نقاشی دیواری براق در شهر ایجاد کرد.

she gave a brillante speech that inspired the audience.

او یک سخنرانی الهام بخش و براق ارائه داد.

the brillante sunlight made the ocean sparkle.

نور خورشید براق اقیانوس را درخشان کرد.

he had a brillante career in the tech industry.

او یک شغل براق در صنعت فناوری داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید