talented

[ایالات متحده]/ˈtæləntɪd/
[بریتانیا]/ˈtæləntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای توانایی یا مهارت بالا؛ بااستعداد

عبارات و ترکیب‌ها

talented person

یک شخص با استعداد

جملات نمونه

a talented young musician.

یک نوازنده جوان بااستعداد.

Ade is regarded as a talented youth.

اد به عنوان یک جوان با استعداد در نظر گرفته می‌شود.

the drain of talented staff to the United States.

خروج کارکنان با استعداد به ایالات متحده.

a talented batting line-up.

یک ترکیب ضربه زدن با استعداد.

This supports athletically talented, but financially poor children.

این از کودکان ورزشکار با استعداد اما فقیر از نظر مالی حمایت می کند.

so many talented players are struggling to break through.

بسیاری از بازیکنان با استعداد برای پیشرفت تلاش می‌کنند.

a talented animator who crossed over to live action.

یک انیماتور با استعداد که به بازیگران زنده رفت.

talented writers were honoured at a special ceremony.

نویسندگان با استعداد در یک مراسم ویژه مورد تقدیر قرار گرفتند.

After all, "Shaolin Soccer" is a story for the talented but unnoted.

در نهایت، «فوتبال شائولین» داستانی برای افراد با استعداد اما کمتر شناخته شده است.

He moulded a talented amateur into a brilliant actor.

او یک آماتور با استعداد را به یک بازیگر درخشان تبدیل کرد.

His recitals have earned him recognition as a talented performer.

اجراهای او باعث شناخت او به عنوان یک هنرمند با استعداد شده است.

a talented photographer who contributed regularly to ‘The Face’

یک عکاس با استعداد که به طور منظم به 'چهره' کمک می‌کرد.

from the moment he arrived, they took against this talented loudmouth.

از لحظه ورودش، آنها نسبت به این فرد پرحرف و با استعداد بی اعتمادی نشان دادند.

Continual attract Ho culturist a whole range of up to dick talented person .

جذب مداوم یک کلکسیونر، طیف گسترده ای از افراد با استعداد مانند دیک.

How very extraordinary that you should have never heard of such a talented dramatist!

چه بسیار غیرمنتظره که شما هرگز از چنین نمایشنامه نویس با استعدادی نشنیده باشید!

The annual competition has encouraged the emergence of several talented young musicians.

مسابقه سالانه باعث تشویق ظهور چندین نوازنده جوان با استعداد شده است.

My grandfather was a man of many parts: a talented musician, a skilled gardener and not a bad painter.

پدربزرگم آدم با فضیلت‌های زیادی بود: یک نوازنده با استعداد، یک باغبان ماهر و یک نقاش بد نبود.

Zheng Jie in the quarter-finals will challenge No. 2 seed Ana Ivanovic and France Cornett talented girls between the winner.

ژنگ جی در یک چهارم نهایی، آنا ایوانوویچ، سید شماره 2 و دختران با استعداد فرانس کورنت را به چالش خواهد کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید