briquets

[ایالات متحده]/brɪˈkɛt/
[بریتانیا]/brɪˈkɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوخت جامدی که از گرد زغال فشرده یا مواد دیگر ساخته شده است و اغلب شبیه آجر شکل گرفته است.; توده متراکم ماده پودری، مانند زغال یا سنگ معدن، که با فشار شکل گرفته است.

عبارات و ترکیب‌ها

briquet maker

سازنده بریکت

briquet press

پرس بریکت

briquet fuel

سوخت بریکت

briquet mold

قالب بریکت

briquet stove

اجاق گاز بریکت

جملات نمونه

i need to buy a briquet for the barbecue.

من نیاز دارم یک روشن‌کن برای باربیکیو بخرم.

the briquet is essential for starting the fire.

روشن‌کن برای شروع آتش ضروری است.

he used a briquet to light the campfire.

او از روشن‌کن برای روشن کردن آتش استفاده کرد.

make sure the briquet is filled before the trip.

مطمئن شوید که روشن‌کن قبل از سفر پر شده باشد.

she always carries a briquet in her bag.

او همیشه یک روشن‌کن در کیف خود دارد.

the briquet ignited quickly and easily.

روشن‌کن به سرعت و به راحتی روشن شد.

he prefers a briquet over matches for lighting.

او ترجیح می‌دهد به جای کبریت از روشن‌کن برای روشن کردن استفاده کند.

we need a briquet to start the fire pit.

ما به یک روشن‌کن برای شروع آتش‌دان نیاز داریم.

don't forget to bring a briquet for the candles.

فراموش نکنید یک روشن‌کن برای شمع‌ها بیاورید.

the briquet was malfunctioning, so we had to use matches.

روشن‌کن خراب بود، بنابراین مجبور شدیم از کبریت استفاده کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید