briskets

[ایالات متحده]/ˈbrɪskɪts/
[بریتانیا]/ˈbrɪskəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برش‌های گوشت گاو از سینه یا قفسه سینه پایین گاو، که اغلب دودی یا پخته می‌شوند.; ناحیه سینه یا قفسه سینه یک حیوان.

عبارات و ترکیب‌ها

briskets smoked

ذرت برشته

briskets for sale

برشکت به فروش می‌رسد

juicy briskets

برشکت آبدار

best briskets

بهترین برشکت

buy briskets

خرید برشکت

briskets bbq

برشکت باربیکیو

grilled briskets

برشکت گریل شده

sliced briskets

برشکت اسلایس شده

briskets slow

برشکت آهسته

serve briskets

سرو برشکت

جملات نمونه

we decided to smoke some briskets for the barbecue.

ما تصمیم گرفتیم چند بریسکت برای باربیکیو دود کنیم.

briskets are best when cooked low and slow.

بریسکیت‌ها زمانی که با حرارت کم و آهسته پخته شوند بهترین هستند.

he marinated the briskets overnight for extra flavor.

او بریسکت‌ها را برای طعم بیشتر یک شبه خواباند.

she learned how to slice briskets properly.

او یاد گرفت که چگونه بریسکت‌ها را به درستی برش دهد.

briskets can be quite tough if not cooked correctly.

اگر به درستی پخته نشوند، بریسکت‌ها می‌توانند بسیار سفت باشند.

we served the briskets with a tangy barbecue sauce.

ما بریسکت‌ها را با سس باربیکیو ترش و خوشمزه سرو کردیم.

briskets are a popular choice for potlucks.

بریسکیت‌ها یک انتخاب محبوب برای مهمانی‌ها هستند.

he prefers briskets over other cuts of meat.

او بریسکت‌ها را بر سایر قسمت‌های گوشت ترجیح می‌دهد.

cooking briskets requires patience and skill.

پختن بریسکت‌ها نیاز به صبر و مهارت دارد.

they served briskets with homemade coleslaw.

آنها بریسکت‌ها را با سالاد کلم خانگی سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید