roast

[ایالات متحده]/rəʊst/
[بریتانیا]/roʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. پختن (غذا، به‌ویژه گوشت) با قرار دادن طولانی‌مدت در معرض گرما؛ n. وعده غذایی که در آن غذا کباب می‌شود؛ adj. پخته‌شده با کباب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roast beef

گوشت گاو بریان

roast chicken

مرغ کبابی

roast potatoes

سیب‌زمینی برشته

roast vegetables

سبزیجات برشته

roast duck

مرغ اردک کبابی

beijing roast duck

اردک بریان پکن

roast turkey

گوشت غاز برشته

roast meat

گوشت کبابی

roast pork

روست‌پنیر

roast beijing duck

اردک بریان پکن

roast suckling pig

خوک شیرخوار کبابی

جملات نمونه

a roast leg of lamb.

یک پیه گوشت برشته

The roast was done to a turn.

گوشت کبابی به خوبی پخته شده بود.

carve a roast turkey.

یک گوشه باز کردن برای درست کردن مرغ بریان.

There's a piece of roast beef.

یک تکه گوشت برشته وجود دارد.

roast pheasant with redcurrant jelly.

مرغ شکاری کبابی با مربای زرشک

a plate of cold roast beef.

یک بشقاب گوشت کبابی سرد

a roasting day in London.

یک روز برشته در لندن.

roast beef au jus.

گوشت کبابی با آب گوشت.

roast turkey and all the fixings

مرغ برشته و تمام مخلفات

one portion of roast beef

یک سهم گوشت کبابی

The meat is roasting in the oven.

گوشت در حال برشته شدن در فر است.

roast turkey with all the trimmings.

مرغ برشته با تمام مخلفات.

They had roast lamb for lunch.

آنها برای ناهار بره کبابی داشتند.

The sun was roasting us.

خورشید ما را می‌سوزاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید