broaching

[ایالات متحده]/ˈbrəʊtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbroʊʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شروع یک گفتگو یا بحث درباره یک موضوع حساس.; فرآیندی برای شکل دادن به فلز با حذف مواد با یک ابزار.

عبارات و ترکیب‌ها

broaching topic

بررسی موضوع

broach subject

بررسی موضوع

broaching issue

بررسی مشکل

broaching gap

پر کردن شکاف

broaching danger

بررسی خطر

broaching new

بررسی جدید

broach proposal

ارائه پیشنهاد

broaching conflict

بررسی تضاد

جملات نمونه

broaching sensitive topics can be challenging in conversations.

پرداختن به موضوعات حساس می‌تواند در گفتگوها چالش‌برانگیز باشد.

she hesitated before broaching the subject of their future.

او قبل از مطرح کردن موضوع آینده‌شان مردد بود.

broaching the issue with her boss was necessary for clarity.

برای شفافیت، مطرح کردن موضوع با رئیسش ضروری بود.

he skillfully broached the topic during the meeting.

او به طور ماهرانه موضوع را در طول جلسه مطرح کرد.

broaching difficult conversations requires tact and preparation.

پرداختن به مکالمات دشوار نیاز به تدبیر و آمادگی دارد.

they avoided broaching the subject for fear of conflict.

آنها از ترس درگیری، از مطرح کردن موضوع خودداری کردند.

broaching personal matters can strengthen relationships.

پرداختن به مسائل شخصی می‌تواند روابط را تقویت کند.

he finally broached the idea of a partnership.

او بالاخره ایده مشارکت را مطرح کرد.

broaching the topic of finances can be uncomfortable.

پرداختن به موضوع امور مالی می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.

she found it difficult to broach her concerns with the team.

او مطرح کردن نگرانی‌هایش با تیم را دشوار یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید