brocades woven
پارچههای بافته شده
fine brocades
بروکدهای ظریف
silk brocades
بروکدهای ابریشمی
brocades draped
بروکدهایی که انداخته شدهاند
rich brocades
بروکدهای غنی
brocades vibrant
بروکدهای پر جنب و جوش
show brocades
نمایش بروکد
wear brocades
پوشیدن بروکد
brocades ancient
بروکدهای باستانی
the artist used brocades to create stunning wall hangings.
هنرمند از پارچههای ابریشمین برای ایجاد پسزمینههای خیرهکننده استفاده کرد.
her dress was adorned with intricate brocades.
لباس او با پارچههای ابریشمین پیچیده تزئین شده بود.
the ancient palace was decorated with beautiful brocades.
کاخ باستانی با پارچههای ابریشمین زیبا تزئین شده بود.
he gifted her a scarf made of luxurious brocades.
او یک روسری از پارچههای ابریشمین لوکس به او هدیه داد.
brocades are often used in traditional wedding attire.
پارچههای ابریشمین اغلب در لباسهای عروس سنتی استفاده میشوند.
the museum displayed historical garments made of brocades.
موزه لباسهای تاریخی ساخته شده از پارچههای ابریشمین را به نمایش گذاشت.
she learned how to weave brocades from her grandmother.
او یاد گرفت چگونه پارچههای ابریشمین را از مادربزرگش ببافد.
the fashion designer incorporated brocades into her latest collection.
طراح مد پارچههای ابریشمین را در آخرین مجموعه خود گنجاند.
they chose brocades for the curtains to add elegance to the room.
آنها برای افزودن ظرافت به اتاق، پارچههای ابریشمین را برای پردهها انتخاب کردند.
the festival featured performances inspired by the patterns of brocades.
جشنواره مسابقاتی را به نمایش گذاشت که از الگوهای پارچههای ابریشمین الهام گرفته بودند.
brocades woven
پارچههای بافته شده
fine brocades
بروکدهای ظریف
silk brocades
بروکدهای ابریشمی
brocades draped
بروکدهایی که انداخته شدهاند
rich brocades
بروکدهای غنی
brocades vibrant
بروکدهای پر جنب و جوش
show brocades
نمایش بروکد
wear brocades
پوشیدن بروکد
brocades ancient
بروکدهای باستانی
the artist used brocades to create stunning wall hangings.
هنرمند از پارچههای ابریشمین برای ایجاد پسزمینههای خیرهکننده استفاده کرد.
her dress was adorned with intricate brocades.
لباس او با پارچههای ابریشمین پیچیده تزئین شده بود.
the ancient palace was decorated with beautiful brocades.
کاخ باستانی با پارچههای ابریشمین زیبا تزئین شده بود.
he gifted her a scarf made of luxurious brocades.
او یک روسری از پارچههای ابریشمین لوکس به او هدیه داد.
brocades are often used in traditional wedding attire.
پارچههای ابریشمین اغلب در لباسهای عروس سنتی استفاده میشوند.
the museum displayed historical garments made of brocades.
موزه لباسهای تاریخی ساخته شده از پارچههای ابریشمین را به نمایش گذاشت.
she learned how to weave brocades from her grandmother.
او یاد گرفت چگونه پارچههای ابریشمین را از مادربزرگش ببافد.
the fashion designer incorporated brocades into her latest collection.
طراح مد پارچههای ابریشمین را در آخرین مجموعه خود گنجاند.
they chose brocades for the curtains to add elegance to the room.
آنها برای افزودن ظرافت به اتاق، پارچههای ابریشمین را برای پردهها انتخاب کردند.
the festival featured performances inspired by the patterns of brocades.
جشنواره مسابقاتی را به نمایش گذاشت که از الگوهای پارچههای ابریشمین الهام گرفته بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید