broilers

[ایالات متحده]/ˈbrɔɪl.ərz/
[بریتانیا]/ˈbraɪl.ərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوجه‌های جوان پرورش‌یافته برای گوشت؛ فرهایی که برای کباب کردن یا کباب‌پز کردن غذا استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

broiler chickens

مرغ‌های لاغری

broiler production

تولید جوجه‌های لاغری

raise broilers

پرورش جوجه‌های لاغری

broiler feed

خوراک جوجه‌های لاغری

broiler farms

مزارع پرورش جوجه‌های لاغری

broiler meat

گوشت جوجه‌های لاغری

broiler market

بازار جوجه‌های لاغری

broiler prices

قیمت‌های جوجه‌های لاغری

broiler health

سلامت جوجه‌های لاغری

broiler industry

صنعت پرورش جوجه‌های لاغری

جملات نمونه

broilers are raised for meat production.

ماکیان گوشتی برای تولید گوشت پرورش داده می‌شوند.

farmers often choose broilers for their quick growth.

کشاورزان اغلب به دلیل رشد سریع، ماکیان گوشتی را انتخاب می‌کنند.

broilers require a high-protein diet to thrive.

برای رشد و شکوفایی، ماکیان گوشتی به رژیم غذایی با پروتئین بالا نیاز دارند.

many broilers are raised in large commercial farms.

بسیاری از ماکیان گوشتی در مزارع تجاری بزرگ پرورش داده می‌شوند.

broilers are typically processed at around six weeks old.

ماکیان گوشتی معمولاً در حدود شش هفتهگی فرآوری می‌شوند.

temperature control is crucial for broiler health.

کنترل دما برای سلامت ماکیان گوشتی بسیار مهم است.

broilers can be affected by various diseases.

ماکیان گوشتی می‌توانند به بیماری‌های مختلف مبتلا شوند.

proper ventilation is important in broiler houses.

تهویه مناسب در مرغداری‌ها مهم است.

broilers are often vaccinated to prevent illness.

ماکیان گوشتی اغلب برای جلوگیری از بیماری واکسینه می‌شوند.

market demand influences the price of broilers.

تقاضای بازار بر قیمت ماکیان گوشتی تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید