bronco

[ایالات متحده]/'brɒŋkəʊ/
[بریتانیا]/ˈbrɑŋko/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب وحشی (از غرب آمریکا)
Word Forms
جمعbroncos

عبارات و ترکیب‌ها

bucking bronco

اسب وحشی

wild bronco

اسب وحشی

ride a bronco

سوار شدن بر اسب

bronco riding

اسب‌سواری

bronco busting

گاو‌بازی

bronco wrangler

نگهدارنده اسب

bronco competition

مسابقه اسب

bronco rodeo

مسابقه رودئو اسب

جملات نمونه

Police in Colorado are searching for a white suburban or Tahoe in connection with the shooting death of Denver Bronco's cornerback Darrent Williams.

پلیس در ایالت کلرادو به دنبال یک خودروی سفید رنگ Suburban یا Tahoe به دلیل قتل دارنت ویلیامز، مدافع گوش تیم دنور برونکوز، هستند.

The cowboy tried to tame the wild bronco.

کاوگ boy سعی کرد اسب وحشی برونکو را رام کند.

Riding a bronco can be a thrilling experience.

سوار شدن بر یک برونکو می‌تواند تجربه‌ای هیجان‌انگیز باشد.

The rodeo featured a fierce bronco riding competition.

مسابقه سوارکاری برونکو در مسابقه رودئو بسیار شدید بود.

She held on tightly as the bronco bucked and kicked.

او محکم چسبید در حالی که برونکو می‌پرید و لگد می‌زد.

Training a bronco requires patience and skill.

آموزش یک برونکو نیاز به صبر و مهارت دارد.

The bronco bolted out of the gate at the rodeo.

برونکو از دروازه در مسابقه رودئو بیرون دوید.

He was thrown off the bronco during the rodeo event.

او در طول مسابقه رودئو از برونکو به پایین افتاد.

The bronco rider demonstrated impressive control over the horse.

سوار برونکو کنترل فوق العاده‌ای بر روی اسب نشان داد.

The bronco's powerful muscles rippled under its coat.

عضلات قوی برونکو زیر پوشش آن موج می‌زد.

The crowd cheered as the bronco rider completed a successful ride.

تماشاگران تشویق کردند وقتی سوار برونکو یک مسابقه موفقیت آمیز را به پایان رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید