mustang

[ایالات متحده]/'mʌstæŋ/
[بریتانیا]/'mʌstæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسبی وحشی از مکزیک و دشت‌های آمریکای شمالی (slang: یک افسر نیروی دریایی که از طریق رده‌ها پیشرفت کرده است)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmustangs
جمعmustangs

عبارات و ترکیب‌ها

Ford Mustang

فورد موستانگ

جملات نمونه

He rode a mustang through the desert.

او با اسب وحشی در صحرا سوار شد.

The mustang galloped across the open field.

اسب وحشی در دشت باز به سرعت تاخت.

The cowboy tamed the wild mustang.

کاوگ boy اسب وحشی را رام کرد.

The mustang symbolizes freedom and independence.

اسب وحشی نماد آزادی و استقلال است.

She dreams of owning a beautiful mustang.

او رویای داشتن یک اسب وحشی زیبا را دارد.

The mustang herd grazed peacefully in the meadow.

گله اسب‌های وحشی به آرامی در چمنزار چرا می‌کردند.

The mustang exhibit at the zoo was a big hit.

نمایش اسب وحشی در باغ وحش بسیار محبوب بود.

The mustang's powerful legs carried it swiftly across the plains.

پایان قدرتمند اسب وحشی آن را به سرعت در دشت حمل کرد.

The mustang's distinctive coat color makes it easily recognizable.

رنگ پوشش متمایز اسب وحشی باعث می‌شود به راحتی قابل تشخیص باشد.

The mustang is a symbol of the American West.

اسب وحشی نماد غرب آمریکا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید