broodmares

[ایالات متحده]/bruːdmɛər/
[بریتانیا]/broʊdˈmɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مادیانی که برای تولید نسل پرورش داده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

broodmare care

مراقبت از مادیین‌های تولید مثل

broodmare management

مدیریت مادیین‌های تولید مثل

broodmare selection

انتخاب مادیین‌های تولید مثل

broodmare breeding

تکثیر مادیین‌های تولید مثل

broodmare training

آموزش مادیین‌های تولید مثل

broodmare nutrition

تغذیه مادیین‌های تولید مثل

broodmare auction

حراج مادیین‌های تولید مثل

broodmare sale

فروش مادیین‌های تولید مثل

broodmare facility

امکانات مادیین‌های تولید مثل

broodmare performance

عملکرد مادیین‌های تولید مثل

جملات نمونه

a good broodmare can produce champion offspring.

یک مادی خوب می‌تواند توله های قهرمان تولید کند.

the broodmare was carefully selected for her pedigree.

مادی به دقت بر اساس سابقه خانوادگی او انتخاب شد.

breeders often invest heavily in quality broodmares.

پرورش دهندگان اغلب به طور قابل توجهی در مادی های با کیفیت سرمایه گذاری می کنند.

the broodmare gave birth to a healthy foal.

مادی زای یک کره اسب سالم به دنیا آورد.

training a broodmare requires patience and knowledge.

آموزش یک مادی به صبر و دانش نیاز دارد.

she decided to sell her prized broodmare at auction.

او تصمیم گرفت مادی ارزشمند خود را در حراج بفروشد.

the broodmare's lineage includes several race winners.

سابقه مادی شامل چندین برنده مسابقه است.

proper nutrition is essential for a broodmare's health.

تغذیه مناسب برای سلامتی یک مادی ضروری است.

they are looking for a broodmare with a strong performance record.

آنها به دنبال مادی با سابقه عملکرد قوی هستند.

the broodmare was retired after a successful breeding career.

مادی پس از یک دوران موفق پرورش بازنشسته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید