browed

[ایالات متحده]/braʊd/
[بریتانیا]/braʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن پیشانی یا ابروهای برجسته

عبارات و ترکیب‌ها

browed man

مرد پیشانی‌دار

browed woman

زن پیشانی‌دار

browed face

چهره پیشانی‌دار

browed look

نگاه پیشانی‌دار

browed creature

موجود پیشانی‌دار

browed figure

شخصیت پیشانی‌دار

browed child

کودک پیشانی‌دار

browed character

شخصیت پیشانی‌دار

browed beast

وحش پیشانی‌دار

browed stranger

غریبه پیشانی‌دار

جملات نمونه

she browed the book carefully before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، کتاب را با دقت بررسی کرد.

he browed through the reports to find the necessary information.

او برای یافتن اطلاعات لازم، گزارش‌ها را بررسی کرد.

they browed the menu before placing their order.

آنها قبل از سفارش دادن، منو را بررسی کردند.

she browed the website for the latest updates.

او وب سایت را برای آخرین اخبار بررسی کرد.

the student browed the library for useful resources.

دانشجو کتابخانه را برای یافتن منابع مفید جستجو کرد.

he browed the newspaper every morning to catch up on the news.

او هر روز صبح روزنامه را برای اطلاع از اخبار بررسی می‌کرد.

we browed the gallery to admire the artwork.

ما گالری را برای تحسین آثار هنری بررسی کردیم.

she browed the fashion magazines for inspiration.

او مجلات مد را برای الهام‌گیری بررسی کرد.

he browed the travel brochures to plan their vacation.

او بروشورهای سفر را برای برنامه‌ریزی تعطیلات خود بررسی کرد.

they browed the online store for the best deals.

آنها فروشگاه آنلاین را برای یافتن بهترین معاملات بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید