pleated

[ایالات متحده]/ˈpli:tɪd/
[بریتانیا]/'plitɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در یک سری خطوط موازی تا شده یا چروکیده، که اغلب در جای خود دوخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

pleated skirt

دامن چین‌دار

pleated trousers

شلوار چین‌دار

pleated dress

لباس چین‌دار

pleated blouse

بلوز چین‌دار

جملات نمونه

a broad piece of pleated cloth.

قطعه‌ای پارچه پليسه‌دار و پهن

The nurse wore a pleated cap on her head.

پرستار کلاهی پليسه‌دار بر سر داشت.

On her white shirtwaist was a pleated jabot of cheap lace, caught with a large novelty pin of imitation coral.

روی پیراهن سفید او یک یقه چین‌دار ارزان‌قیمت با گلدان‌دوزی بود که با یک سنجاق بزرگ و نوآورانه از مرجان تقلبی گرفته شده بود.

The mink knitted pullover, the cut in fur patterns coat, very close to the body cocktail dresses in black velvet, marabou boleros and a magnificent top in chestnut glacé stitch with pleated patterns.

ژاکت پشمی خرگوش با بافت، کت با برش‌های الگوهای خز، بسیار نزدیک به تن، لباس‌های شبانه‌گاهی از مخمل مشکی، بولروهای مارابو و یک بلوز باشکوه با گلدوزی‌های چین‌دار.

She wore a pleated skirt to the party.

او دامن پليسه‌دار به مهمانی پوشید.

The pleated curtains added a touch of elegance to the room.

پرده‌های پليسه‌دار ظاهری شیک به اتاق بخشیدند.

He ironed the pleated shirt before the meeting.

او قبل از جلسه پیراهن پليسه‌دار را اتو کرد.

The designer incorporated pleated details into the dress.

طراح جزئیات پليسه‌دار را در لباس گنجاند.

The pleated fabric gave the dress a unique texture.

پارچه پليسه‌دار بافتی منحصر به فرد به لباس بخشید.

She folded the pleated napkins for the dinner party.

او برای مهمانی شام، دستمال‌های پليسه‌دار را تا کرد.

The pleated pants were a popular fashion trend last season.

شلوار پليسه‌دار مد فصل گذشته بود.

The pleated details on the blouse added a feminine touch.

جزئیات پليسه‌دار روی بلوز ظاهری زنانه به آن بخشید.

The tailor carefully sewed the pleated fabric for the dress.

خیاط با دقت پارچه پليسه‌دار را برای لباس دوخت.

She admired the pleated fan for its intricate design.

او طرفدار پليسه‌دار را به خاطر طراحی پیچیده آن تحسین کرد.

نمونه‌های واقعی

Long as it's in pleated pants.

تا زمانی که در شلوار پليسه‌دار باشد.

منبع: Ozark.

She did the same thing to me with pleated khakis.

او هم با شلوارهای خاکی پليسه دار همین کار را با من کرد.

منبع: Young Sheldon Season 5

He couldn't be more comfortable in his pleated khakis and tucked-in sweatshirt.

او در شلوارهای خاکی پليسه دار و سویشرت تا شده اش نمی توانست راحت تر باشد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

During the Ming Dynasty, deeply pleated versions of the skirt were extremely popular.

در طول دوره مینگ، نسخه های عمیقاً پليسه دار دامن بسیار محبوب بودند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

Do you like miniskirt? It's popular among young girls. The pleated skirt also sells well.

آیا شما دامن کوتاه را دوست دارید؟ این در بین دختران جوان محبوب است. دامن پليسه دار نیز به خوبی فروش می رود.

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

Pleated pants are in. GQ did a whole spread.

شلوار پليسه دار مد است. GQ یک صفحه کامل انجام داد.

منبع: S04

I'm not talking about pleated pants, you nitwit.

من در مورد شلوار پليسه دار صحبت نمی کنم، ای نفهم.

منبع: S04

Pleated skirts are hard to iron.

دامن های پليسه دار اتو کردنشان سخت است.

منبع: American Family Universal Parent-Child English: 8000 Sentences

They're clad in the traditional pleated kilt and pompom shoes made famous by the evzones.

آنها با لباس سنتی دامنی پليسه دار و کفش های پوم پوم که توسط اوزون ها مشهور شده اند، پوشیده شده اند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Paintings of Tutankhamun show him in a pleated kilt of white linen.

تصاویر توتانخامون او را در یک دامنی پليسه دار از پارچه سفید نشان می دهد.

منبع: who was series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید