brownest

[ایالات متحده]/braʊnɪst/
[بریتانیا]/braun-ist/

ترجمه

adj. تیره‌ترین سایه قهوه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

brownest bear

خرس قهوه‌ای‌ترین

brownest coffee

قهوه قهوه‌ای‌ترین

brownest bread

نان قهوه‌ای‌ترین

brownest eyes

چشم‌های قهوه‌ای‌ترین

brownest soil

خاک قهوه‌ای‌ترین

brownest hair

موهای قهوه‌ای‌ترین

brownest paint

رنگ قهوه‌ای‌ترین

brownest chocolate

شکلات قهوه‌ای‌ترین

brownest leaves

برگ‌های قهوه‌ای‌ترین

brownest fur

پوش قهوه‌ای‌ترین

جملات نمونه

the brownest dog in the park always attracts attention.

سگ قهوه‌ای‌ترین در پارک همیشه توجه را به خود جلب می‌کند.

she wore the brownest dress at the party.

او قهوه‌ای‌ترین لباس را در مهمانی پوشید.

the brownest leaves fall first in autumn.

برگ‌های قهوه‌ای‌ترین در فصل پاییز زودتر می‌افتند.

he baked the brownest cookies for the bake sale.

او قهوه‌ای‌ترین کوکی‌ها را برای فروش شیرینی پخت.

the brownest soil is ideal for planting.

خاک قهوه‌ای‌ترین برای کاشت مناسب است.

her hair was the brownest shade in the family.

موهای او قهوه‌ای‌ترین سایه در خانواده بود.

the brownest chocolate has the richest flavor.

شکلات قهوه‌ای‌ترین طعم غنی‌تری دارد.

they painted their house the brownest color on the palette.

آنها خانه خود را با قهوه‌ای‌ترین رنگ روی پالت نقاشی کردند.

the brownest bear was seen foraging for food.

خرس قهوه‌ای‌ترین در حال جستجو برای غذا دیده شد.

she chose the brownest coffee beans for brewing.

او قهوه‌ای‌ترین دانه‌های قهوه را برای دم کردن انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید