lightest

[ایالات متحده]/[ˈlaɪtɪst]/
[بریتانیا]/[ˈlaɪtɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمترین وزن دار؛ کمترین جرم را داشته؛ کمترین جدیت یا دشواری
adv. به حداکثر میزان

عبارات و ترکیب‌ها

lightest touch

لمس سبک‌ترین

lightest shade

تیرگی سبک‌ترین

lightest weight

وزن سبک‌ترین

lightest material

مواد سبک‌ترین

lightest color

رنگ سبک‌ترین

lightest ever

سبک‌ترین هرگز

lightest bulb

میله‌ای سبک‌ترین

lightest option

گزینه سبک‌ترین

lightest fabric

پارچه سبک‌ترین

lightest breeze

وزش سبک‌ترین

جملات نمونه

the lightest fabric is silk.

سیلک سبکترین بافت است.

this backpack is the lightest one i could find.

این کیف پشتی از سبکترین کیف‌هایی است که می‌توانستم پیدا کنم.

she packed the lightest suitcase for the weekend trip.

او برای سفر روزی‌های انتهای هفته سبکترین چمد را پک کرد.

the lightest shade of blue is sky blue.

سبکترین رنگ آبی آبی آسمان است.

he carried the lightest load of firewood.

او سبکترین بار چوب را حمل کرد.

the lightest touch is needed for this delicate task.

برای این کار پریشان، لمس سبکتری نیاز است.

this is the lightest aircraft ever built.

این سبکترین هواپیمایی است که تاکنون ساخته شده است.

she wore the lightest dress for the summer party.

او برای جشن تابستانی لباس سبکتری پوشید.

the lightest penalty was a warning.

مجرم سبکترین پاداش یک هشدار بود.

he has the lightest hair of all his brothers.

او سبکترین مو را بین تمام برادرانش دارد.

the lightest snow fell gently on the ground.

سردترین برف به آرامی روی زمین فروپاشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید