browses

[ایالات متحده]/braʊzəz/
[بریتانیا]/braʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی در کامپیوتر یا در فروشگاه نگاه کردن بدون اینکه آن را خریداری کنید یا تصمیمی بگیرید.
n. عمل نگاه کردن به چیزی در کامپیوتر یا در فروشگاه بدون خرید آن یا اتخاذ تصمیم.

عبارات و ترکیب‌ها

browses the web

مرور در وب

browses online

مرور آنلاین

browses products

مرور محصولات

browses content

مرور محتوا

browses articles

مرور مقالات

browses stores

مرور مغازه‌ها

browses images

مرور تصاویر

browses videos

مرور ویدیوها

browses links

مرور لینک‌ها

browses forums

مرور فروم‌ها

جملات نمونه

she browses the internet for the latest news.

او اینترنت را برای آخرین اخبار جستجو می‌کند.

he often browses through online shops for deals.

او اغلب در جستجوی معاملات در فروشگاه‌های آنلاین جستجو می‌کند.

they browse various websites to gather information.

آنها وب‌سایت‌های مختلف را برای جمع‌آوری اطلاعات جستجو می‌کنند.

as a student, she browses academic articles for research.

به عنوان یک دانشجو، او مقالات علمی را برای تحقیق جستجو می‌کند.

he casually browses his social media feed.

او به طور غیررسمی صفحه رسانه‌های اجتماعی خود را مرور می‌کند.

she browses her favorite blogs for inspiration.

او وبلاگ‌های مورد علاقه خود را برای الهام جستجو می‌کند.

during lunch, he browses through his emails.

در زمان ناهار، او ایمیل‌های خود را مرور می‌کند.

they browse travel sites to plan their vacation.

آنها وب‌سایت‌های سفر را برای برنامه‌ریزی تعطیلات خود جستجو می‌کنند.

she loves to browse through art galleries online.

او عاشق مرور آنلاین گالری‌های هنری است.

he often browses for new recipes to try at home.

او اغلب به دنبال دستور العمل‌های جدید برای امتحان کردن در خانه می‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید