browsings

[ایالات متحده]/braʊzɪŋz/
[بریتانیا]/braʊzɪŋz/

ترجمه

n. عمل مرور یا نگاه کردن به چیزی آنلاین یا در فروشگاه.
v. به چیزی آنلاین یا در فروشگاه نگاه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

recent browsings

مرورهای اخیر

online browsings

مرورهای آنلاین

favorite browsings

مرورهای مورد علاقه

previous browsings

مرورهای قبلی

quick browsings

مرورهای سریع

multiple browsings

مرورهای متعدد

casual browsings

مرورهای اتفاقی

mobile browsings

مرورهای موبایل

web browsings

مرور وب

daily browsings

مرورهای روزانه

جملات نمونه

my daily browsings help me stay updated with the latest news.

مرور روزانه من به من کمک می‌کند تا از آخرین اخبار مطلع بمانم.

she enjoys her online browsings during her free time.

او از مرور اینترنت در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

his browsings often lead him to interesting articles.

مرور او اغلب او را به مقالات جالب هدایت می‌کند.

after hours of browsings, i finally found the perfect gift.

پس از ساعت‌ها مرور، بالاخره هدیه مناسب را پیدا کردم.

her browsings on travel websites inspired her next vacation.

مرور او در وب‌سایت‌های سفر، تعطیلات بعدی او را الهام بخشید.

he keeps a record of his browsings for future reference.

او سابقه مرور خود را برای مراجعات بعدی ثبت می‌کند.

my browsings often reveal new hobbies i want to try.

مرور من اغلب سرگرمی‌های جدیدی را که می‌خواهم امتحان کنم آشکار می‌کند.

she was surprised by the variety of products during her browsings.

او از تنوع محصولات در حین مرور خود شگفت زده شد.

his browsings include a mix of entertainment and educational content.

مرور او شامل ترکیبی از محتوای سرگرمی و آموزشی است.

frequent browsings can sometimes lead to impulse purchases.

مرورهای مکرر گاهی اوقات می‌تواند منجر به خریدهای ناگهانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید