bruited

[ایالات متحده]/bruːɪtəd/
[بریتانیا]/broo-i-tid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گسترش دادن یا گردش کردن (شایعات یا داستان‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

bruited about

گفته شده

bruited rumors

شایعات پراکنده

bruited news

اخبار پراکنده

bruited widely

به طور گسترده منتشر شده

bruited claims

ادعاهای پراکنده

bruited scandal

اسکاندال پراکنده

bruited facts

حقایق پراکنده

bruited allegations

اتهامات پراکنده

bruited secrets

رازهای پراکنده

bruited discussions

بحث های پراکنده

جملات نمونه

rumors were bruited about his departure from the company.

شایعاتی درباره ترک او از شرکت مطرح شد.

it was bruited that she would run for office next year.

گفته می‌شد که او سال آینده برای تصدی سمت کاندید خواهد شد.

the news was bruited around town before it was confirmed.

قبل از تایید، اخبار در شهر مطرح شد.

he bruited his plans for a new project at the meeting.

او طرح‌های خود برای یک پروژه جدید را در جلسه مطرح کرد.

there were whispers bruited about the upcoming changes.

همه‌نگام با تغییرات آتی، شایعاتی مطرح شد.

she was bruited as a potential candidate for the award.

او به عنوان یک نامزد احتمالی برای دریافت جایزه مطرح شد.

speculation was bruited regarding the merger.

حدود ادغام، حدس و گمان مطرح شد.

he bruited his achievements to impress his peers.

او دستاوردهای خود را برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران خود مطرح کرد.

the scandal was bruited in the media for weeks.

رسانه ها برای هفته ها رسوایی را مطرح کردند.

it was bruited that the team would change its coach.

گفته می‌شد که تیم مربی خود را تغییر خواهد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید