bruited about
گفته شده
bruited rumors
شایعات پراکنده
bruited news
اخبار پراکنده
bruited widely
به طور گسترده منتشر شده
bruited claims
ادعاهای پراکنده
bruited scandal
اسکاندال پراکنده
bruited facts
حقایق پراکنده
bruited allegations
اتهامات پراکنده
bruited secrets
رازهای پراکنده
bruited discussions
بحث های پراکنده
rumors were bruited about his departure from the company.
شایعاتی درباره ترک او از شرکت مطرح شد.
it was bruited that she would run for office next year.
گفته میشد که او سال آینده برای تصدی سمت کاندید خواهد شد.
the news was bruited around town before it was confirmed.
قبل از تایید، اخبار در شهر مطرح شد.
he bruited his plans for a new project at the meeting.
او طرحهای خود برای یک پروژه جدید را در جلسه مطرح کرد.
there were whispers bruited about the upcoming changes.
همهنگام با تغییرات آتی، شایعاتی مطرح شد.
she was bruited as a potential candidate for the award.
او به عنوان یک نامزد احتمالی برای دریافت جایزه مطرح شد.
speculation was bruited regarding the merger.
حدود ادغام، حدس و گمان مطرح شد.
he bruited his achievements to impress his peers.
او دستاوردهای خود را برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران خود مطرح کرد.
the scandal was bruited in the media for weeks.
رسانه ها برای هفته ها رسوایی را مطرح کردند.
it was bruited that the team would change its coach.
گفته میشد که تیم مربی خود را تغییر خواهد داد.
bruited about
گفته شده
bruited rumors
شایعات پراکنده
bruited news
اخبار پراکنده
bruited widely
به طور گسترده منتشر شده
bruited claims
ادعاهای پراکنده
bruited scandal
اسکاندال پراکنده
bruited facts
حقایق پراکنده
bruited allegations
اتهامات پراکنده
bruited secrets
رازهای پراکنده
bruited discussions
بحث های پراکنده
rumors were bruited about his departure from the company.
شایعاتی درباره ترک او از شرکت مطرح شد.
it was bruited that she would run for office next year.
گفته میشد که او سال آینده برای تصدی سمت کاندید خواهد شد.
the news was bruited around town before it was confirmed.
قبل از تایید، اخبار در شهر مطرح شد.
he bruited his plans for a new project at the meeting.
او طرحهای خود برای یک پروژه جدید را در جلسه مطرح کرد.
there were whispers bruited about the upcoming changes.
همهنگام با تغییرات آتی، شایعاتی مطرح شد.
she was bruited as a potential candidate for the award.
او به عنوان یک نامزد احتمالی برای دریافت جایزه مطرح شد.
speculation was bruited regarding the merger.
حدود ادغام، حدس و گمان مطرح شد.
he bruited his achievements to impress his peers.
او دستاوردهای خود را برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران خود مطرح کرد.
the scandal was bruited in the media for weeks.
رسانه ها برای هفته ها رسوایی را مطرح کردند.
it was bruited that the team would change its coach.
گفته میشد که تیم مربی خود را تغییر خواهد داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید