brunching

[ایالات متحده]/ˈbrʌntʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbrʌntʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت گروهی؛ در خوشه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

brunching together

برانچ کردن با هم

went brunching

برانچ رفتیم

loves brunching

دوست دارد برانچ کند

sunday brunching

برانچ یکشنبه

brunching buddies

همراهان برانچ

brunching date

قرار برانچ

brunching on

برانچ کردن روی

brunching habit

عادت برانچ

enjoyed brunching

از برانچ کردن لذت بردیم

brunching out

بیرون برانچ کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید