brunnhildes

[ایالات متحده]/brʊn.hɪl.dɪz/
[بریتانیا]/brʌn.hɪl.dɪz/

ترجمه

n. جمع Brunnhilde؛ یک شخصیت والکری در میتولوژی گرمانی و اپرای وگنر.

جملات نمونه

brünnhilde's courage in battle inspired the warriors.

شجاعت بروونهاید در نبرد نیروهای را الهام بخشید.

the legend of brünnhilde has been passed down through generations.

اساس بروونهاید از نسل به نسل منتقل شده است.

brünnhilde's story represents the power of love and sacrifice.

داستان بروونهاید قدرت عشق و قربانی را نشان می دهد.

many operas feature brünnhilde as a central character.

بیشتر اپراها بروونهاید را به عنوان شخصیت مرکزی دارند.

brünnhilde's ring was a symbol of her authority.

حلقه بروونهاید نماد قدرت او بود.

scholars have studied brünnhilde's role in norse mythology.

دانشمندان نقش بروونهاید در میتوالوژی نورس را مطالعه کرده اند.

brünnhilde's defiance of odin led to her punishment.

تکذیب بروونهاید از اودین منجر به مجازات او شد.

the saga of brünnhilde continues to captivate audiences.

ساجا بروونهاید هنوز هم مخاطبین را جذب می کند.

brünnhilde's armor shone brightly on the battlefield.

زره بروونهاید در میدان نبرد روشنی از نور داشت.

artwork often depicts brünnhilde surrounded by flames.

کارهای هنری اغلب بروونهاید را در اطراف آتش نشان می دهد.

brünnhilde's character embodies strength and independence.

شخصیت بروونهاید قدرت و استقلال را نمایان می کند.

brünnhilde's voice echoed through the concert hall.

صوت بروونهاید از طریق سالن کنسرت تکان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید