quick brushups
بهروزرسانی سریع
frequent brushups
بهروزرسانیهای مکرر
last minute brushups
بهروزرسانیهای لحظهی آخر
regular brushups
بهروزرسانیهای منظم
skill brushups
بهروزرسانی مهارتها
subject brushups
بهروزرسانی موضوعی
brief brushups
بهروزرسانیهای کوتاه
online brushups
بهروزرسانیهای آنلاین
group brushups
بهروزرسانیهای گروهی
personal brushups
بهروزرسانیهای شخصی
after a long break, i need some brushups on my coding skills.
بعد از یک وقفه طولانی، به تقویت مهارتهای برنامهنویسی خود نیاز دارم.
the teacher provided brushups on the key concepts before the exam.
معلم قبل از امتحان، تقویت مفاهیم کلیدی را ارائه داد.
she scheduled a few brushups for her presentation skills.
او چند جلسه تمرینی برای تقویت مهارتهای ارائه خود برنامهریزی کرد.
regular brushups help maintain your language proficiency.
تمرینات منظم به حفظ تسلط شما بر زبان کمک میکند.
he took a weekend course for some brushups on his photography techniques.
او یک دوره آخر هفته برای تقویت تکنیکهای عکاسی خود گذراند.
brushups on grammar can significantly improve your writing.
تقویت دستور زبان میتواند به طور قابل توجهی مهارتهای نوشتاری شما را بهبود بخشد.
they organized brushups for the team to enhance their sales strategies.
آنها جلساتی برای تقویت استراتژیهای فروش تیم ترتیب دادند.
brushups are essential for keeping up with industry standards.
تقویت مهارتها برای بهروز ماندن با استانداردهای صنعت ضروری است.
i often do brushups on my math skills before tests.
من اغلب قبل از امتحان، مهارتهای ریاضی خود را تقویت میکنم.
he found that brushups on public speaking helped his confidence.
او متوجه شد که تقویت مهارتهای سخنرانی در جمع به افزایش اعتماد به نفس او کمک کرده است.
quick brushups
بهروزرسانی سریع
frequent brushups
بهروزرسانیهای مکرر
last minute brushups
بهروزرسانیهای لحظهی آخر
regular brushups
بهروزرسانیهای منظم
skill brushups
بهروزرسانی مهارتها
subject brushups
بهروزرسانی موضوعی
brief brushups
بهروزرسانیهای کوتاه
online brushups
بهروزرسانیهای آنلاین
group brushups
بهروزرسانیهای گروهی
personal brushups
بهروزرسانیهای شخصی
after a long break, i need some brushups on my coding skills.
بعد از یک وقفه طولانی، به تقویت مهارتهای برنامهنویسی خود نیاز دارم.
the teacher provided brushups on the key concepts before the exam.
معلم قبل از امتحان، تقویت مفاهیم کلیدی را ارائه داد.
she scheduled a few brushups for her presentation skills.
او چند جلسه تمرینی برای تقویت مهارتهای ارائه خود برنامهریزی کرد.
regular brushups help maintain your language proficiency.
تمرینات منظم به حفظ تسلط شما بر زبان کمک میکند.
he took a weekend course for some brushups on his photography techniques.
او یک دوره آخر هفته برای تقویت تکنیکهای عکاسی خود گذراند.
brushups on grammar can significantly improve your writing.
تقویت دستور زبان میتواند به طور قابل توجهی مهارتهای نوشتاری شما را بهبود بخشد.
they organized brushups for the team to enhance their sales strategies.
آنها جلساتی برای تقویت استراتژیهای فروش تیم ترتیب دادند.
brushups are essential for keeping up with industry standards.
تقویت مهارتها برای بهروز ماندن با استانداردهای صنعت ضروری است.
i often do brushups on my math skills before tests.
من اغلب قبل از امتحان، مهارتهای ریاضی خود را تقویت میکنم.
he found that brushups on public speaking helped his confidence.
او متوجه شد که تقویت مهارتهای سخنرانی در جمع به افزایش اعتماد به نفس او کمک کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید