brutalising

[ایالات متحده]/ˈbru:tlˌaɪz/
[بریتانیا]/ˈbrutl..ˌaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. محروم کردن از احساسات انسانی; رفتار کردن به طور بی رحمانه و وحشیانه
vi. بی رحم و خشن شدن

جملات نمونه

Life in the camps had brutalised him.

زندگی در اردوگاه‌ها او را وحشی کرده بود.

War brutalises many men.

جنگ بسیاری از مردان را وحشی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید