brutalities

[ایالات متحده]/brʊˈtælɪtiz/
[بریتانیا]/bruh-TAL-i-teez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال بی‌رحمانه یا خشونت‌آمیز؛ شدت یا بی‌رحمی شدید

عبارات و ترکیب‌ها

human brutalities

خشونت‌های انسانی

war brutalities

خشونت‌های جنگ

social brutalities

خشونت‌های اجتماعی

systemic brutalities

خشونت‌های سیستمی

ongoing brutalities

خشونت‌های مداوم

institutional brutalities

خشونت‌های نهادی

historical brutalities

خشونت‌های تاریخی

daily brutalities

خشونت‌های روزانه

political brutalities

خشونت‌های سیاسی

cultural brutalities

خشونت‌های فرهنگی

جملات نمونه

the documentary exposed the brutalities of war.

فیلم مستند، وحشی‌گری‌های جنگ را نشان داد.

many activists fight against the brutalities inflicted on innocent civilians.

بسیاری از فعالان با خشونت‌هایی که بر غیرنظامیان بی‌گناه وارد می‌شود مبارزه می‌کنند.

witnesses reported the brutalities committed by the regime.

شهود گزارش کردند که رژیم چه خشونت‌هایی مرتکب شده است.

we must not ignore the brutalities of human trafficking.

ما نباید خشونت‌های قاچاق انسان را نادیده بگیریم.

the novel depicts the brutalities of life in a war-torn country.

این رمان تصویری از خشونت‌های زندگی در یک کشور جنگ‌زده ارائه می‌دهد.

documenting the brutalities faced by refugees is crucial.

ثبت خشونت‌هایی که پناهندگان با آن روبرو هستند، حیاتی است.

she spoke out against the brutalities happening in her community.

او با صدای بلند علیه خشونت‌هایی که در جامعه او اتفاق می‌افتد صحبت کرد.

brutalities in prisons have sparked international outrage.

خشونت‌ها در زندان‌ها خشم بین‌المللی را برانگیخته است.

the report highlighted the brutalities of police violence.

گزارش خشونت‌های پلیس را برجسته کرد.

survivors of the brutalities shared their harrowing stories.

بازماندگان خشونت‌ها داستان‌های دلخراش خود را به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید