buccal

[ایالات متحده]/'bʌk(ə)l/
[بریتانیا]/'bʌkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا واقع در دهان یا گونه.

عبارات و ترکیب‌ها

buccal cavity

فضای دهانی (بُکال)

buccal mucosa

مخاط دهانی (بُکال)

buccal tablet

قرص دهانی (بُکال)

جملات نمونه

the buccal side of the molars.

سطح داخلی گونه‌ای دندان‌ها

A diagnosis of probable reaction to cyclizine causing a lingual-facial-buccal dyskinesia was made.

تشخیصی از واکنش احتمالی به سایکليزين که باعث ديسكينزیای زباني-چهره‌ای-گونه‌ای می‌شود، انجام شد.

AIM:To measure the palatal vault in buccal area,which may be helpful to make preadjustment of palatal bar.

هدف: اندازه‌گیری طاقچه‌ی کام در ناحیه گونه‌ای، که ممکن است برای تنظیم پیش از زمان قوس کام مفید باشد.

Disease from surrounding structures can invade the masticator space via the pterygopalatine fossa, the buccal space immediately anterior to the ramus, the foramen ovale, or by way of direct invasion.

بیماری از ساختارهای اطراف می‌تواند از طریق گودال پتریگوپالاتین، فضای گونه‌ای بلافاصله در جلوی شاخه، سوراخ بیضی یا از طریق نفوذ مستقیم به فضای جوستر وارد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید