water buckets
سطلهای آب
paint buckets
سطلهای رنگ
bucket list
لیست کارها
ice buckets
سطلهای یخ
storage buckets
سطلهای نگهداری
bucket seats
صندلیهای سطل
bucket brigade
گردان سطل
bucket handle
دسته سطل
buckets of water
سطلهای پر از آب
buckets of ice
سطلهای پر از یخ
she filled the buckets with water for the garden.
او سطلها را با آب برای باغ پر کرد.
we need to buy some buckets for the beach trip.
ما باید تعدادی سطل برای سفر ساحلی بخریم.
he carried two buckets of paint to the house.
او دو سطل رنگ را به خانه حمل کرد.
they used buckets to collect rainwater.
آنها از سطلها برای جمعآوری آب باران استفاده کردند.
she has a collection of colorful buckets in her kitchen.
او مجموعهای از سطلهای رنگارنگ در آشپزخانه خود دارد.
we filled the buckets with ice for the party.
ما سطلها را با یخ برای مهمانی پر کردیم.
he spilled the buckets of sand on the beach.
او سطلهای شن را در ساحل ریخت.
they stacked the empty buckets in the corner.
آنها سطلهای خالی را در گوشه انباشته کردند.
she used buckets to organize her cleaning supplies.
او از سطلها برای سازماندهی لوازم نظافتی خود استفاده کرد.
we saw buckets of flowers at the market.
ما سطلهایی از گل در بازار دیدیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید