buckets

[ایالات متحده]/ˈbʌkɪts/
[بریتانیا]/ˈbʌkɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظروف ساخته شده از فلز یا پلاستیک برای حمل مایعات، معمولاً آب؛ مقدار زیادی از چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

water buckets

سطل‌های آب

paint buckets

سطل‌های رنگ

bucket list

لیست کارها

ice buckets

سطل‌های یخ

storage buckets

سطل‌های نگهداری

bucket seats

صندلی‌های سطل

bucket brigade

گردان سطل

bucket handle

دسته سطل

buckets of water

سطل‌های پر از آب

buckets of ice

سطل‌های پر از یخ

جملات نمونه

she filled the buckets with water for the garden.

او سطل‌ها را با آب برای باغ پر کرد.

we need to buy some buckets for the beach trip.

ما باید تعدادی سطل برای سفر ساحلی بخریم.

he carried two buckets of paint to the house.

او دو سطل رنگ را به خانه حمل کرد.

they used buckets to collect rainwater.

آنها از سطل‌ها برای جمع‌آوری آب باران استفاده کردند.

she has a collection of colorful buckets in her kitchen.

او مجموعه‌ای از سطل‌های رنگارنگ در آشپزخانه خود دارد.

we filled the buckets with ice for the party.

ما سطل‌ها را با یخ برای مهمانی پر کردیم.

he spilled the buckets of sand on the beach.

او سطل‌های شن را در ساحل ریخت.

they stacked the empty buckets in the corner.

آنها سطل‌های خالی را در گوشه انباشته کردند.

she used buckets to organize her cleaning supplies.

او از سطل‌ها برای سازماندهی لوازم نظافتی خود استفاده کرد.

we saw buckets of flowers at the market.

ما سطل‌هایی از گل در بازار دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید