buckshots

[ایالات متحده]/ˈbʌkʃɒt/
[بریتانیا]/ˈbʌkˌʃɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلوله‌های بزرگ سرب که برای شکار بازی بزرگ استفاده می‌شوند؛ گلوله‌های سربی با کالیبر بزرگ.

عبارات و ترکیب‌ها

buckshot blast

ضربه شات‌گام

buckshot shell

سرب شات‌گام

buckshot round

گلوله شات‌گام

buckshot load

بار شات‌گام

buckshot pattern

الگوی شات‌گام

buckshot spread

پراکندگی شات‌گام

buckshot gun

تفنگ شات‌گام

buckshot hit

ضربه شات‌گام

buckshot fire

آتش شات‌گام

buckshot impact

اثر ضربه شات‌گام

جملات نمونه

he loaded the shotgun with buckshot for hunting.

او نیزه را با ساچمه برای شکار بارگذاری کرد.

the sound of buckshot echoed through the woods.

صدای ساچمه در جنگل طنین انداز شد.

she found some buckshot shells in the old barn.

او پوسته های ساچمه را در انبار قدیمی پیدا کرد.

using buckshot can increase your chances of hitting a moving target.

استفاده از ساچمه می تواند شانس شما را برای هدف قرار دادن یک هدف متحرک افزایش دهد.

the hunter preferred buckshot for its spread pattern.

شکارچی ترجیح می داد از ساچمه به دلیل الگوی پخش آن استفاده کند.

he practiced shooting buckshot at the range.

او تمرین شلیک ساچمه در محدوده را انجام داد.

buckshot is often used for bird hunting.

ساچمه اغلب برای شکار پرندگان استفاده می شود.

after the storm, the ground was littered with buckshot.

بعد از طوفان، زمین پر از ساچمه بود.

she heard the buckshot fly past her during the shootout.

او صدای ساچمه را در حین تیراندازی شنید.

the police found buckshot at the crime scene.

پلیس ساچمه را در صحنه جرم پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید