bugging out
در حال دست و پا چلفتی کردن
bugging me
من را آزار میدهد
stop bugging
آزار دادن را متوقف کن
bugging around
در حال جستجو
bugging phone
گوشی شنود
bugging software
نرمافزار شنود
bugging eyes
چشمهای کنجکاو
bugging system
سیستم شنود
bugging call
تماس شنود
bugging device
دستگاه شنود
i hate being bugged by salespeople on the phone.
من از اینکه توسط بازاریابها تلفنی آزار داده شوم، متنفرم.
he was bugging out about the upcoming exam.
او در مورد امتحان پیش رو مضطرب بود.
the kids were bugging their parents for candy.
کودکان والدین خود را برای گرفتن آبنبات آزار میدادند.
stop bugging me about my career choices!
دیگه در مورد انتخابهای شغلیام اذیتم نکن!
the detective was bugging the suspect's apartment.
مامور پلیس آپارتمان مظنون را زیر نظر داشت.
she's been bugging me to go to the gym with her.
او مدتی است که اصرار دارد با او به باشگاه بروم.
don't bug your brother while he's studying.
وقتی برادرت درس میخواند، اذیتش نکن.
the software had a few bugs that needed fixing.
نرمافزار چند باگ داشت که نیاز به رفع داشت.
he was bugging around trying to find his keys.
او در حال جستجو برای یافتن کلیدهایش به اینطرف و آنطرف میرفت.
i was bugging out at the concert last night.
دیشب در کنسرت خیلی هیجانزده بودم.
the security team was bugging the area for suspicious activity.
تیم امنیتی منطقه را برای فعالیتهای مشکوک زیر نظر داشت.
bugging out
در حال دست و پا چلفتی کردن
bugging me
من را آزار میدهد
stop bugging
آزار دادن را متوقف کن
bugging around
در حال جستجو
bugging phone
گوشی شنود
bugging software
نرمافزار شنود
bugging eyes
چشمهای کنجکاو
bugging system
سیستم شنود
bugging call
تماس شنود
bugging device
دستگاه شنود
i hate being bugged by salespeople on the phone.
من از اینکه توسط بازاریابها تلفنی آزار داده شوم، متنفرم.
he was bugging out about the upcoming exam.
او در مورد امتحان پیش رو مضطرب بود.
the kids were bugging their parents for candy.
کودکان والدین خود را برای گرفتن آبنبات آزار میدادند.
stop bugging me about my career choices!
دیگه در مورد انتخابهای شغلیام اذیتم نکن!
the detective was bugging the suspect's apartment.
مامور پلیس آپارتمان مظنون را زیر نظر داشت.
she's been bugging me to go to the gym with her.
او مدتی است که اصرار دارد با او به باشگاه بروم.
don't bug your brother while he's studying.
وقتی برادرت درس میخواند، اذیتش نکن.
the software had a few bugs that needed fixing.
نرمافزار چند باگ داشت که نیاز به رفع داشت.
he was bugging around trying to find his keys.
او در حال جستجو برای یافتن کلیدهایش به اینطرف و آنطرف میرفت.
i was bugging out at the concert last night.
دیشب در کنسرت خیلی هیجانزده بودم.
the security team was bugging the area for suspicious activity.
تیم امنیتی منطقه را برای فعالیتهای مشکوک زیر نظر داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید