bugbears

[ایالات متحده]/ˈbʌɡbeərz/
[بریتانیا]/ˈbʌɡˌbɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که باعث نگرانی یا اضطراب می‌شوند.; نگرانی‌ها یا دغدغه‌ها، به‌ویژه موارد مداوم.

عبارات و ترکیب‌ها

bugbears of life

نگرانی‌های زندگی

common bugbears

نگرانی‌های رایج

biggest bugbears

بزرگترین نگرانی‌ها

personal bugbears

نگرانی‌های شخصی

daily bugbears

نگرانی‌های روزمره

bugbears of work

نگرانی‌های شغلی

bugbears in life

نگرانی‌های زندگی

financial bugbears

نگرانی‌های مالی

emotional bugbears

نگرانی‌های عاطفی

social bugbears

نگرانی‌های اجتماعی

جملات نمونه

his main bugbears are procrastination and distractions.

مشکلات اصلی او اهمال‌کاری و حواس‌پرتی هستند.

public speaking has always been one of her bugbears.

سخنرانی در جمع همیشه یکی از مشکلات او بوده است.

traffic jams are a common bugbear for city dwellers.

ترافیک یک مشکل رایج برای ساکنان شهر است.

his bugbear is not being able to finish a book.

مشکل او این است که نمی‌تواند یک کتاب را تمام کند.

she often complains about her bugbears at work.

او اغلب در مورد مشکلات خود در محل کار شکایت می‌کند.

one of my bugbears is when people are late.

یکی از مشکلات من این است که مردم دیر می‌رسند.

his bugbears include messy workspaces and disorganization.

مشکلات او شامل فضاهای کاری نامرتب و بی‌نظمی است.

her bugbear is dealing with difficult customers.

مشکل او برخورد با مشتریان دشوار است.

in meetings, his bugbear is irrelevant discussions.

در جلسات، مشکل او بحث‌های غیرمرتبط است.

unreliable internet is a major bugbear for remote workers.

اینترنت غیرقابل اعتماد یک مشکل بزرگ برای کارمندان دورکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید