bugbears of life
نگرانیهای زندگی
common bugbears
نگرانیهای رایج
biggest bugbears
بزرگترین نگرانیها
personal bugbears
نگرانیهای شخصی
daily bugbears
نگرانیهای روزمره
bugbears of work
نگرانیهای شغلی
bugbears in life
نگرانیهای زندگی
financial bugbears
نگرانیهای مالی
emotional bugbears
نگرانیهای عاطفی
social bugbears
نگرانیهای اجتماعی
his main bugbears are procrastination and distractions.
مشکلات اصلی او اهمالکاری و حواسپرتی هستند.
public speaking has always been one of her bugbears.
سخنرانی در جمع همیشه یکی از مشکلات او بوده است.
traffic jams are a common bugbear for city dwellers.
ترافیک یک مشکل رایج برای ساکنان شهر است.
his bugbear is not being able to finish a book.
مشکل او این است که نمیتواند یک کتاب را تمام کند.
she often complains about her bugbears at work.
او اغلب در مورد مشکلات خود در محل کار شکایت میکند.
one of my bugbears is when people are late.
یکی از مشکلات من این است که مردم دیر میرسند.
his bugbears include messy workspaces and disorganization.
مشکلات او شامل فضاهای کاری نامرتب و بینظمی است.
her bugbear is dealing with difficult customers.
مشکل او برخورد با مشتریان دشوار است.
in meetings, his bugbear is irrelevant discussions.
در جلسات، مشکل او بحثهای غیرمرتبط است.
unreliable internet is a major bugbear for remote workers.
اینترنت غیرقابل اعتماد یک مشکل بزرگ برای کارمندان دورکار است.
bugbears of life
نگرانیهای زندگی
common bugbears
نگرانیهای رایج
biggest bugbears
بزرگترین نگرانیها
personal bugbears
نگرانیهای شخصی
daily bugbears
نگرانیهای روزمره
bugbears of work
نگرانیهای شغلی
bugbears in life
نگرانیهای زندگی
financial bugbears
نگرانیهای مالی
emotional bugbears
نگرانیهای عاطفی
social bugbears
نگرانیهای اجتماعی
his main bugbears are procrastination and distractions.
مشکلات اصلی او اهمالکاری و حواسپرتی هستند.
public speaking has always been one of her bugbears.
سخنرانی در جمع همیشه یکی از مشکلات او بوده است.
traffic jams are a common bugbear for city dwellers.
ترافیک یک مشکل رایج برای ساکنان شهر است.
his bugbear is not being able to finish a book.
مشکل او این است که نمیتواند یک کتاب را تمام کند.
she often complains about her bugbears at work.
او اغلب در مورد مشکلات خود در محل کار شکایت میکند.
one of my bugbears is when people are late.
یکی از مشکلات من این است که مردم دیر میرسند.
his bugbears include messy workspaces and disorganization.
مشکلات او شامل فضاهای کاری نامرتب و بینظمی است.
her bugbear is dealing with difficult customers.
مشکل او برخورد با مشتریان دشوار است.
in meetings, his bugbear is irrelevant discussions.
در جلسات، مشکل او بحثهای غیرمرتبط است.
unreliable internet is a major bugbear for remote workers.
اینترنت غیرقابل اعتماد یک مشکل بزرگ برای کارمندان دورکار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید