bulginesses

[ایالات متحده]/ˈbʌldʒɪnəsiz/
[بریتانیا]/ˈbʌlˌdʒɪnəˌsɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت برآمدگی؛ برآمدگی.

عبارات و ترکیب‌ها

bulginesses effect

اثراتی از برآمدگی‌ها

bulginesses comparison

مقایسه برآمدگی‌ها

bulginesses measurement

اندازه‌گیری برآمدگی‌ها

bulginesses analysis

تجزیه و تحلیل برآمدگی‌ها

bulginesses characteristics

ویژگی‌های برآمدگی‌ها

bulginesses assessment

ارزیابی برآمدگی‌ها

bulginesses properties

خواص برآمدگی‌ها

bulginesses patterns

الگوهای برآمدگی‌ها

bulginesses issues

مشکلات برآمدگی‌ها

bulginesses features

قابلیت‌های برآمدگی‌ها

جملات نمونه

the bulginesses of the fruit made them look appealing.

وجود برآمدگی‌های میوه باعث جذابیت آن‌ها شده بود.

she admired the bulginesses of the clouds in the sky.

او به برآمدگی‌های ابرها در آسمان نگاه کرد.

the bulginesses of the pastries caught everyone's attention.

برآمدگی‌های شیرینی‌ها توجه همه را جلب کرد.

he commented on the bulginesses of the model's figure.

او در مورد برآمدگی‌های اندام مدل نظر داد.

the artist captured the bulginesses of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی برآمدگی‌های منظره را به تصویر کشید.

we discussed the bulginesses in the design of the new product.

ما در مورد برآمدگی‌ها در طراحی محصول جدید بحث کردیم.

the bulginesses of the mountains were breathtaking.

برآمدگی‌های کوه‌ها نفس‌گیر بودند.

she pointed out the bulginesses in the fabric texture.

او به برآمدگی‌ها در بافت پارچه اشاره کرد.

the bulginesses of the sculpture added depth to the artwork.

برآمدگی‌های مجسمه به عمق اثر هنری افزود.

he noticed the bulginesses in the layout of the garden.

او متوجه برآمدگی‌ها در طرح باغ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید