bulgogi dish
کره گویچی
eat bulgogi
کره گویچی بخورید
grilled bulgogi
کره گویچی سوخته
bulgogi meat
گوشت کره گویچی
make bulgogi
کره گویچی بسازید
bulgogi sauce
سس کره گویچی
bulgogi style
سبک کره گویچی
bulgogi steak
ستیک کره گویچی
bulgogi bar
بار کره گویچی
bulgogi meal
پای کره گویچی
i ordered a bowl of delicious bulgogi bibimbap for lunch.
من یک ظرف بولگویی بیبیمباب لذیذ برای ناهار سفارش دادم.
she decided to marinate the beef in a savory bulgogi sauce overnight.
او تصمیم گرفت گوشت را در سس بولگویی تلخ و شور به مدت یک شب مارینه کند.
we grilled thin slices of bulgogi on the tabletop barbecue.
ما چرخهای نازک بولگویی را روی چوب چرخ کباب روی میز سوزاندیم.
he wrapped a piece of grilled bulgogi in a fresh lettuce leaf.
او یک قطعه بولگویی سوزانده شده را در یک برگ سالاد تازه پیچید.
this fusion taco is filled with spicy bulgogi and kimchi.
این تاکو ترکیبی با بولگویی گرم و کیمچی پر شده است.
the restaurant is famous for its authentic korean bulgogi.
این رستوران به خاطر بولگویی کره ای اصیلش معروف است.
my favorite lunch box comes with rice, bulgogi, and vegetables.
صندوق ناهار مورد علاقه من با برنج، بولگویی و سبزیجات همراه است.
you can buy pre-made bulgogi marinade at the grocery store.
شما می توانید مارینه بولگویی آماده شده را در فروشگاه مسواک خریداری کنید.
the sweet and savory flavor of bulgogi appeals to children.
طعم شیرین و شور بولگویی برای کودکان جذاب است.
they served hot stone bowl rice topped with sizzling bulgogi.
آنها برنج را در ظرف سنگ گرم با بولگویی سوزانده شده روی آن سرو کردند.
we made a massive bulgogi burger with cheese and onions.
ما یک همبرگر بزرگ بولگویی با پنیه و پیاز ساختیم.
bulgogi dish
کره گویچی
eat bulgogi
کره گویچی بخورید
grilled bulgogi
کره گویچی سوخته
bulgogi meat
گوشت کره گویچی
make bulgogi
کره گویچی بسازید
bulgogi sauce
سس کره گویچی
bulgogi style
سبک کره گویچی
bulgogi steak
ستیک کره گویچی
bulgogi bar
بار کره گویچی
bulgogi meal
پای کره گویچی
i ordered a bowl of delicious bulgogi bibimbap for lunch.
من یک ظرف بولگویی بیبیمباب لذیذ برای ناهار سفارش دادم.
she decided to marinate the beef in a savory bulgogi sauce overnight.
او تصمیم گرفت گوشت را در سس بولگویی تلخ و شور به مدت یک شب مارینه کند.
we grilled thin slices of bulgogi on the tabletop barbecue.
ما چرخهای نازک بولگویی را روی چوب چرخ کباب روی میز سوزاندیم.
he wrapped a piece of grilled bulgogi in a fresh lettuce leaf.
او یک قطعه بولگویی سوزانده شده را در یک برگ سالاد تازه پیچید.
this fusion taco is filled with spicy bulgogi and kimchi.
این تاکو ترکیبی با بولگویی گرم و کیمچی پر شده است.
the restaurant is famous for its authentic korean bulgogi.
این رستوران به خاطر بولگویی کره ای اصیلش معروف است.
my favorite lunch box comes with rice, bulgogi, and vegetables.
صندوق ناهار مورد علاقه من با برنج، بولگویی و سبزیجات همراه است.
you can buy pre-made bulgogi marinade at the grocery store.
شما می توانید مارینه بولگویی آماده شده را در فروشگاه مسواک خریداری کنید.
the sweet and savory flavor of bulgogi appeals to children.
طعم شیرین و شور بولگویی برای کودکان جذاب است.
they served hot stone bowl rice topped with sizzling bulgogi.
آنها برنج را در ظرف سنگ گرم با بولگویی سوزانده شده روی آن سرو کردند.
we made a massive bulgogi burger with cheese and onions.
ما یک همبرگر بزرگ بولگویی با پنیه و پیاز ساختیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید