read the bumphs
خواندن برگه ها
file the bumphs
ثبت برگه ها
discard the bumphs
دور انداختن برگه ها
review the bumphs
بررسی برگه ها
collect the bumphs
جمع آوری برگه ها
organize the bumphs
مرتب سازی برگه ها
summarize the bumphs
خلاصه کردن برگه ها
analyze the bumphs
تجزیه و تحلیل برگه ها
distribute the bumphs
توزیع برگه ها
create bumphs
ایجاد برگه ها
she received a lot of bumphs about the new policy.
او مقدار زیادی اطلاعات غیررسمی در مورد سیاست جدید دریافت کرد.
the bumphs included brochures and flyers.
این اطلاعات غیررسمی شامل بروشورها و پوسترها بود.
don't just throw away all that bumphs!
فقط همه آن اطلاعات غیررسمی را دور نریزید!
he found the bumphs confusing and hard to understand.
او این اطلاعات غیررسمی را گیج کننده و درک آن دشوار یافت.
make sure to read all the bumphs before the meeting.
مطمئن شوید قبل از جلسه همه اطلاعات غیررسمی را بخوانید.
the company sent out bumphs to promote their new product.
شرکت اطلاعات غیررسمی ارسال کرد تا محصول جدید خود را تبلیغ کند.
she organized the bumphs neatly in a folder.
او به طور مرتب اطلاعات غیررسمی را در یک پوشه قرار داد.
they were inundated with bumphs after the conference.
آنها پس از کنفرانس غرق در اطلاعات غیررسمی شدند.
he always keeps the bumphs for future reference.
او همیشه اطلاعات غیررسمی را برای مرجع آینده نگه می دارد.
the bumphs were filled with useful information.
اطلاعات غیررسمی پر از اطلاعات مفید بود.
read the bumphs
خواندن برگه ها
file the bumphs
ثبت برگه ها
discard the bumphs
دور انداختن برگه ها
review the bumphs
بررسی برگه ها
collect the bumphs
جمع آوری برگه ها
organize the bumphs
مرتب سازی برگه ها
summarize the bumphs
خلاصه کردن برگه ها
analyze the bumphs
تجزیه و تحلیل برگه ها
distribute the bumphs
توزیع برگه ها
create bumphs
ایجاد برگه ها
she received a lot of bumphs about the new policy.
او مقدار زیادی اطلاعات غیررسمی در مورد سیاست جدید دریافت کرد.
the bumphs included brochures and flyers.
این اطلاعات غیررسمی شامل بروشورها و پوسترها بود.
don't just throw away all that bumphs!
فقط همه آن اطلاعات غیررسمی را دور نریزید!
he found the bumphs confusing and hard to understand.
او این اطلاعات غیررسمی را گیج کننده و درک آن دشوار یافت.
make sure to read all the bumphs before the meeting.
مطمئن شوید قبل از جلسه همه اطلاعات غیررسمی را بخوانید.
the company sent out bumphs to promote their new product.
شرکت اطلاعات غیررسمی ارسال کرد تا محصول جدید خود را تبلیغ کند.
she organized the bumphs neatly in a folder.
او به طور مرتب اطلاعات غیررسمی را در یک پوشه قرار داد.
they were inundated with bumphs after the conference.
آنها پس از کنفرانس غرق در اطلاعات غیررسمی شدند.
he always keeps the bumphs for future reference.
او همیشه اطلاعات غیررسمی را برای مرجع آینده نگه می دارد.
the bumphs were filled with useful information.
اطلاعات غیررسمی پر از اطلاعات مفید بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید