country bumpkins
اهالی روستا
bumpkins unite
بومکین ها متحد شوند
silly bumpkins
بومکین های احمق
bumpkins in disguise
بومکین های مخفی
bumpkins abroad
بومکین ها در خارج از کشور
bumpkins at heart
بومکین ها از صمیم قلب
bumpkins forever
بومکین ها برای همیشه
bumpkins and city
بومکین ها و شهر
bumpkins welcome
به بومکین ها خوش آمدید
those bumpkins from the countryside have a unique way of looking at life.
آن روستاییان روش منحصر به فردی در نگرش به زندگی دارند.
he called them bumpkins, but they were just being themselves.
او آنها را روستایی خطاب کرد، اما آنها فقط خودشان بودند.
the bumpkins were amazed by the city lights.
آن روستاییان از نورهای شهر شگفت زده شدند.
she felt like a bumpkin in the fancy restaurant.
او در رستوران مجلل احساس کرد مانند یک روستایی است.
those bumpkins didn't understand the modern technology.
آن روستاییان فناوری مدرن را درک نکردند.
he always joked about being a bumpkin from a small town.
او همیشه درباره اینکه یک روستایی از یک شهر کوچک است شوخی میکرد.
the bumpkins were delighted to see the ocean for the first time.
آن روستاییان از دیدن اقیانوس برای اولین بار بسیار خوشحال شدند.
they may be bumpkins, but they have big hearts.
شاید آنها روستایی باشند، اما قلبهای بزرگی دارند.
even bumpkins can have a wealth of knowledge.
حتی روستاییان هم میتوانند دانش زیادی داشته باشند.
don't underestimate those bumpkins; they can surprise you.
آن روستاییان را دست کم نگیرید؛ آنها میتوانند شما را شگفت زده کنند.
country bumpkins
اهالی روستا
bumpkins unite
بومکین ها متحد شوند
silly bumpkins
بومکین های احمق
bumpkins in disguise
بومکین های مخفی
bumpkins abroad
بومکین ها در خارج از کشور
bumpkins at heart
بومکین ها از صمیم قلب
bumpkins forever
بومکین ها برای همیشه
bumpkins and city
بومکین ها و شهر
bumpkins welcome
به بومکین ها خوش آمدید
those bumpkins from the countryside have a unique way of looking at life.
آن روستاییان روش منحصر به فردی در نگرش به زندگی دارند.
he called them bumpkins, but they were just being themselves.
او آنها را روستایی خطاب کرد، اما آنها فقط خودشان بودند.
the bumpkins were amazed by the city lights.
آن روستاییان از نورهای شهر شگفت زده شدند.
she felt like a bumpkin in the fancy restaurant.
او در رستوران مجلل احساس کرد مانند یک روستایی است.
those bumpkins didn't understand the modern technology.
آن روستاییان فناوری مدرن را درک نکردند.
he always joked about being a bumpkin from a small town.
او همیشه درباره اینکه یک روستایی از یک شهر کوچک است شوخی میکرد.
the bumpkins were delighted to see the ocean for the first time.
آن روستاییان از دیدن اقیانوس برای اولین بار بسیار خوشحال شدند.
they may be bumpkins, but they have big hearts.
شاید آنها روستایی باشند، اما قلبهای بزرگی دارند.
even bumpkins can have a wealth of knowledge.
حتی روستاییان هم میتوانند دانش زیادی داشته باشند.
don't underestimate those bumpkins; they can surprise you.
آن روستاییان را دست کم نگیرید؛ آنها میتوانند شما را شگفت زده کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید